خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ خرداد ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 05:16کد خبر28874

سری به بیت امام زدم. دکترها و اطرافیان راضی بودند و احمدآقا نگران بود و برای تعجیل در اتمام کار بازنگری قانون اساسی تأکید داشت. کنار تخت امام ایستادم و دستم را روی دستشان گذاشتم. انگشت شصت من را گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: «در بازنگری قانون اساسی تسریع

سری به بیت امام زدم. دکترها و اطرافیان راضی بودند و احمدآقا نگران بود و برای تعجیل در اتمام کار بازنگری قانون اساسی تأکید داشت. کنار تخت امام ایستادم و دستم را روی دستشان گذاشتم. انگشت شصت من را گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: «در بازنگری قانون اساسی تسریع شود» و سپس چشمشان را باز کردند و شمرده با صدای ضعیف اضافه کردند: «اگر متحد باشید، انقلاب پیشرفت می کند» مکثی کردند و ادامه دادند: «به خصوص شما و آقای خامنه ای، نگذارید خناسان بین شما و ایشان فتنه کنند».

محسن آمد. برای بازدید از کارهای انرژی اتمی در الموت عازم است. نظراتم را سوال کرد. به مجلس رفتم و کارها را انجام دادم. آقای [محمد محمدی] ری شهری [وزیر اطلاعات] آمد. گزارش های اطلاعاتی داد و پیشنهاد داشت که در [بازنگری] قانون اساسی، [وزارت] اطلاعات زیر نظر رهبر باشد و یا سازمان شود که به مجلس برای تأیید نیاید.

[آقای غلامرضا] آقازاده [وزیر نفت] آمد. گزارش سفر را داد و درباره طرح جدید عربستان در مورد قیمت اوپک مشورت کرد؛ نگران بود که باز توطئه ای علیه ما باشد. گزارش هایی درباره صنایع نفتی و کارهای جاری داد و بر لزوم کم کردن تیرگی روابط با غرب تأکید داشت.

تلفنی حال امام را پرسیدم؛ گفتند خوب است. عصر شورای بازنگری [قانون اساسی] جلسه داشت. شیوه بازنگری قانون اساسی در دستور بود؛ تمام نشد. شب در دفترم کمیسیون چهارم جلسه داشت. تا ساعت ده وربع طول کشید. شام را مهمان من بودند. سپس با آقایان [احمد] جنتی و [سید حسن] طاهری خرم آبادی درباره اتمام سریع تر کار بازنگری و مسأله رهبری مذاکره کردیم. شب در مجلس ماندم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا