خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ خرداد ۱۳۶۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
چهارشنبه 1405/05/21 - 12:58کد خبر27686

شب را احیا داشتم. ساعت نه ونیم صبح به زیارت امام رفتم. گزارش وضع جبهه ها و آمدن هیأت آمریکایى را دادم. پیشنهاد کردم که براى جلوگیرى از پخش خبر توسط آنها به گونه اى که ما را در موضع دفاعى قرار دهند، خودمان خبر آمدن آنها را ابتدا پخش کنیم؛ امام موافق

شب را احیا داشتم. ساعت نه ونیم صبح به زیارت امام رفتم. گزارش وضع جبهه ها و آمدن هیأت آمریکایى را دادم. پیشنهاد کردم که براى جلوگیرى از پخش خبر توسط آنها به گونه اى که ما را در موضع دفاعى قرار دهند، خودمان خبر آمدن آنها را ابتدا پخش کنیم؛ امام موافق نبودند.

امام فرمودند طبق گزارش فرمانده سپاه، در جلسه اى جمعى از نمایندگان صحبت از مشکلات جنگ کرده و ختم جنگ را مطرح نموده اند. از من خواستند که به آنها بگویم ما باید تا آخرین فرد با صدام بجنگیم و صحبت از صلح نکنند. از امام خواستم دانشگاه آزاد اسلامى را در مقابل مخالفان تندرو تقویت کنند. فرمودند موارد اختلاف و نقاط نظر طرفین را بنویسم تا تصمیم بگیریم؛ نوشتم و فرستادم. مسأله اى در رابطه با کشف وجه و کفنى و قدمین پرسیدم. یادشان نبود. چگونگى سودى را که نظام بانکدارى اسلامى ما مى دهد، توضیح دادم و اینکه آقاى [حسین] راستى [کاشانى] در جایى گفته این سود به نظر امام اشکال دارد. فرمودند مانعى ندارد اگر طبق قرارداد شرعى باشد، که هست.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا