خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ خرداد ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 19:40کد خبر26888

آقاى صیاد شیرازى آمد و از پیشرفت کار مقدمات عملیات بر خلاف فرماندهان سپاه - که خیلى امیدوار نیستند - راضى است. اطلاع رسید، عراقی ها مقارن ساعت 15/7 دقیقه بعد از ظهر پالایشگاه تبریز را بمباران کرده اند که منجر به شهادت چند تن شده است. در این حمله

آقاى صیاد شیرازى آمد و از پیشرفت کار مقدمات عملیات بر خلاف فرماندهان سپاه - که خیلى امیدوار نیستند - راضى است. اطلاع رسید، عراقی ها مقارن ساعت 15/7 دقیقه بعد از ظهر پالایشگاه تبریز را بمباران کرده اند که منجر به شهادت چند تن شده است. در این حمله هوایى، یکى از هواپیماهاى عراقى، هدف آتش پدافند قرار گرفته و سرنگون و خلبان آن کشته شده [است].

تا ساعت هشت صبح، در دفترم کار کردم. اولین جلسه علنى مجلس دوره دوم بعد از انتخابات هیأت رییسه موقت، تشکیل شد. پیش از رسمیت یافتن جلسه درباره احتمال تقلب در انتخابات نایب رییس ها و کارپردازان، و ضرورت دقت در هنگام اخذ رأى صحبت کردم. دستور جلسه علنى مجلس، گزارش شعبه ها درباره اعتبارنامه ها بود. 74 اعتبارنامه تصویب شده، مطرح گردید؛ 71 فقره تصویب و 3 فقره، ازجمله پرونده آقاى هادى غفارى [نماینده تهران] مورد اعتراض قرار گرفت. چون پرونده هاى دیگران [به مجلس] نرسیده، بنابراین نه شعبه ها کارى دارند و نه مى شود جلسه علنى داشت؛ پس به ناچار ده روز مجلس را تعطیل کردیم تا پرونده ها از وزارت کشور و شوراى نگهبان به مجلس بیاید.

ظهر، در دفترم چند ملاقات داشتم. آقاى [ابولقاسم] خزعلى آمد و بیشتر درباره عدم توجه صداوسیما به تذکرات ایشان و [لزوم] عدم افراط در شب سالگرد [درگذشت] دکتر [على] شریعتى صحبت داشت. عقد ازدواج یکى از پاسدارانم را بستم و به او هدیه اى دادم.

آقاى نیکنام از ستاد [برگزارى] نمازجمعه [تهران] آمد؛ گزارش داد و اصرار داشت که در روزهاى مهم، یا من خودم براى اقامه نمازجمعه بروم و یا آقاى [آیت الله] خامنه اى برود و [در خطبه هاى نمازجمعه] بیشتر براى تشویق [رعایت] حجاب [اسلامى] صحبت کنیم.

عصر، دو نفر از پرسنل صنایع هواپیماسازى آمدند؛ براى ساختن هواپیماهاى بدون خلبان مطالبى ارایه داشتند. در این مورد به دفتر مشاورت [امام در ارتش] گفتم کار را دنبال کنند.

[جمعى از اعضاى] پرسنل توپخانه و پدافند [هوایى سپاه پاسداران] آمدند. براى آنها صحبت کردم. جمعى از [اهالى] همدان آمدند؛ امام جمعه جدید [براى همدان] مى خواستند. آقاى ترابى [ از دفتر مشاورت امام در ارتش] آمد و گزارشى از وضعیت نیروى دریایى و کشتى هاى نفتکش حادثه دیده در خلیج فارس داد.

آقایان بهزاد نبوى و [مصطفى] هاشمى[طبا] وزراى صنایع سنگین و صنایع آمدند. از نیاز صنایع به ارز زیاد و کمبود ارز مى گفتند و پیشنهاد فعال شدن وزارت نفت در فروش بیشتر یا تهاتر داشتند. من هم پیشنهاد اجازه ورود ارزهاى خارجى با آزاد کردن ورود اجناس مورد احتیاج توسط بخش خصوصى را دادم.

آقاى شیخ مهدى شمس الدین از [علماى جنوب] لبنان آمد و از سختگیرى هاى وزارت امور خارجه گله داشت و درباره سیاست لبنان و برخورد با نیروهاى دیگر مشورت کرد. شب، کارهاى دفتر را انجام دادم و به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا