خاطرات اکبر هاشمی - ۶ خرداد ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 14:09کد خبر31720

بعد از نمازصبح به حرم مطهر رفتیم. ساعتى به زیارت و دعا پرداختم. برگشتم و خاطراتم را نوشتم. آقاى طبسى آمد. پیشنهاد کرد که به نام من، شهریه اى بین طلاب تقسیم شود. مقدارى دربارة جناح هاى سیاسى کشور و نشریاتی که مطالب ضدانقلابى منتشر مى کنند، صحبت شد. دکتر

بعد از نمازصبح به حرم مطهر رفتیم. ساعتى به زیارت و دعا پرداختم. برگشتم و خاطراتم را نوشتم. آقاى طبسى آمد. پیشنهاد کرد که به نام من، شهریه اى بین طلاب تقسیم شود. مقدارى دربارة جناح هاى سیاسى کشور و نشریاتی که مطالب ضدانقلابى منتشر مى کنند، صحبت شد.

دکتر عادلى آمد. بیانیه نهایى تنظیم بازار ارز را آورد. اصلاحاتى انجام دادم تا منتشر شود. این سیاست، مبادلات خارجى را به منظور کنترل عرضه و تقاضا و جلوگیرى از بالا رفتن قیمت ارز، در بانک هاى کشور متمرکز مى کند. اخیراً مهار قیمت ارز از دست رفته و اگر اقدامى نکنیم، ممکن است زیادتر بالا برود. چون قیمت بسیارى از کالاها در کشور، از قیمت ارز تبعیت مى کند، گرانى بیشترى خواهیم داشت که امید داریم با این سیاست مهار شود؛ گرچه فعالیت بسیارى از واردکنندگان که تاکنون با ارزهاى صادراتى و منابع دیگر خارج از سیستم بانکى، با آسانى بیشتری معامله می کردند، باعث فشار بیشتر بر بازار ارز است و مصرفکنندگان معترض خواهند شد.

به فرودگاه رفتیم. بلافاصله به سوى رامسر پرواز کردیم. یاسر گفت، دیشب خواب دیده که سوار هواپیمایى هستیم که براى نشستن مشکل دارد و بالاخره هنگام فرود، چرخ هایش با آب دریا برخورد کرده است. اتفاقاً در فضاى رامسر، معلوم شد به خاطر پایین بودن سطح ابرها و مه شدید در سطح زمین، فرودگاه براى پذیرفتن هواپیما مشکل دارد. اول خلبان اجازه گرفت که در نوشهر فرود آید، ولى با چند دور زدن در اطراف رامسر، از طریق دریا زاویه دیدی به دست آورد و نشست. خلبان [اسدالله] اوقاتیان، بسیار مجرب و با شجاعت است. یاسر هم در آن لحظه براى تعبیر خوابش به کابین هواپیما رفته بود.

اقامتگاه نزدیک فرودگاه است. با مینی بوس به آنجا رفتیم. در زمان شاه، اقامتگاه و محل استراحت دولت بوده. در زمان جنگ براى آموزش هاى آبى خاکى به سپاه داده بودیم. اخیراً بازسازى شده است. براى اولین بار آن را می دیدم. با صفاست و نزدیک جاده عمومى است که سطح امنیت را پایین مى آورد.

عفت، صدیقه، یاسر، کاظم و حسین همراهند. نبودن بقیه بچه ها، باعث بىرونقى شده است. وقتم به قدم زدن در ساحل دریا و مطالعه و استراحت و قایق سوارى گذشت. تمام روز هوا ابرى بود. کمى هم باران داشتیم. عصر، ضمن قدم زدن، مقدارى با آقاى مرعشى دربارة مسایل جارى و به خصوص ارزى، و با آقاى دانیالى دربارة استراحتگاه ها مذاکره کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا