بعد از نماز صبح و کمى ورزش، چمدان را بستم و به فرودگاه رفتیم و به سوى کرمان پروازکردیم. عفت هم همراه بود. آقایان [غلامرضا] فروزش، [اسحاق] جهانگیرى، [محمود] واعظى، نمایندگان استان و... همراه بودند. محسن، عصر ملحق شد. در مسیر، بحث ها بیشتر
بعد از نماز صبح و کمى ورزش، چمدان را بستم و به فرودگاه رفتیم و به سوى کرمان پروازکردیم. عفت هم همراه بود. آقایان [غلامرضا] فروزش، [اسحاق] جهانگیرى، [محمود] واعظى، نمایندگان استان و... همراه بودند. محسن، عصر ملحق شد.
در مسیر، بحث ها بیشتر دربارة برنامه هاى دیروز در مراسم بزرگداشت دوم خرداد بود. بیشتر روى شعارها و رفتارهاى ناپسند دانشجویان و شرکت کنندگان صحبت بود و از عدم وجود عکس امام و رهبرى و عدم شعار براى آنها و افراط در شعارهاى ضد قوه قضاییه و ضد شوراى نگهبان و ضد نیروى انتظامى و ضد صداوسیما گفته می شد.
ساعت هشت و نیم صبح در فرودگاه کرمان فرود آمدیم. با استقبال مسئولان و شخصیت هاى استان، در پاویون کمى نشستیم، تا استقبال کنندگان که بنا بود در کنگره باشند، بروند. به سوى محل کنگره بزرگداشت سرداران سپاه و هشت هزار شهید دو استان کرمان و سیستان و بلوچستان رفتیم. در مصلاى نماز جمعه، بعد از سرود و خیرمقدم ها
توسط [آقای سیدیحیی جعفری]، امام جمعه و آقاى [قاسم] سلیمانى، فرمانده سپاه کرمان و دکلمه یک دختر شهید، دربارة اهمیت زنده نگه داشتن افتخارات دوران دفاع مقدس و رزمندگان و آثار شهید صحبت کردم.
معمولاً در اثر تغییر شرایط هوا، دچار تکرر ادرار مى شوم و اصولاً با خوردن قرص مُسکن مثل استامینوفن کدئین، از فشار آن جلوگیرى مى کنم، ولى در طول نشستن در کنگره، نیاز به بیرون رفتن پیش آمد و آقاى جعفرى، امام جمعه هم چنین وضعى داشت. در ساختمان مصلى، دستشویى در نزدیکى نبود؛ با هم به ساختمان برق در بیرون از مصلى رفتیم.
پس از سخنرانى، براى دیدن طرح هفت باغ و هفت آسمان، بین کرمان و ماهان رفتیم. در 27 کیلومتر، با ایجاد اتوبان و میدان ها و فضاهاى سبز که در حال احداث است، از طریق فروش زمین هاى دو طرف اتوبان، در حدود 4500 قطعه، هزینه طرح را تأمین مى کنند. در مسیر،آقاى [محمد] سام، [مدیرعامل هفت باغ علوی] و [آقای مسعود محمودی]، استاندار و پیمانکاران توضیح دادند.
ظهر به ماهان رسیدیم. جمعى از مردم در خیابان استقبال کردند. سفر به ماهان رسمى نبود. به مقبره شاه نعمت الله ولى رفتیم. مسئولان شهر هم جمع بودند. یکى از خُدام توضیحات داد وگفت، صحن غربى به دستور شاه عباس صفوى ساخته شده و صحن هاى شرقى در عهد قاجار.
بخشى از اشعار منسوب به شاه نعمت الله را خواندکه پیشگویى سقوط قاجار و سپس ظهور و سقوط خانواده پهلوى و سپس ظهور حکومت اسلامى و اتصال آن به ظهور امام زمان (عج) است. قبل از انقلاب هم این اشعار چاپ و پخش شد.گفت، در کتابى که 150 سال قبل چاپ شده، موجود است. آشیخ محمد هاشمیان او را مسخره کرد و گفت، صوفى ها هر وقت لازم مى بینند، چیزى به آن اضافه مى کنند.
موزه را هم دیدیم و نماز را همان جا خواندیم و در چایخانه سنتى آن چاى خوردیم. گفتند، سالانه حدود 12 میلیون تومان از اوقاف درآمد دارد و 16 نفر خادم که زیرنظر اداره اوقاف اند. مقبره باصفایى است. در بیرون مقبره، باز هم مواجه با انبوه جمعیت مردم بودیم. تعدادی نامه داشتند و یک خانم، مرتباً فریاد مى زد، به جان فائزه، نامه ام را بخوانید.
به باغ شاهزاده، نزدیک ماهان، رفتیم. درکنارکوه جوپار، با قُله ای پُر از برف باصفایى است و نهرهاى آب، از وسط و دو سوى آن جارى است. زیردرخت ها و شیب تند باغ را با آبشارها گرفته اند. گفتند، حدود 200 متر مکعب آب عبور مى کند. آب رودخانه است که حق آبه هاى آن از مزارع و باغات ماهان است و شاهزاده قاجار آن را از پشته ها عبور داده است. ساختمان جالبى هم ساخته با شاه نشین هاى زیبا که در اختیار سازمان جهانگردی است.
ناهار متنوع و خوش خوراکى درست کرده بودند. ضمن صرف ناهار، بعضى ها، از حرکات دانشجویان در مراسم دوم خرداد انتقاد داشتند و تشبیه به کارهاى بنى صدر در 14 اسفند سال 1359 می کردند. آقاى [مجید] انصارى زرندی آن را پُرشور معرفى کرد و گفت، بسیارى از جمعیت حاضر در نمازجمعه اصفهان که با پیام رهبرى اداره شد، از شهرهاى دیگر آورده شده بودند و نمازشان را قصر خوانده اند و بعضى ها که مورد مصاحبه قرارگرفتند، لهجه اصفهانى صحبت نمى کردند و گفت، پس از سخنرانى [هاشم] آقاجرى در قزوین، براى مراسم دوم خرداد، جلسه با حمله حزب الله متشنج شده است.
مقدارى استراحت کردم. گشتى در باغ زدیم و از حمام قدیمى باغ، بازدیدکردیم. به سوى کرمان حرکت نمودیم. یک سره به آمفى تأتر [اداره] برق رفتیم. مراسم افتتاح موزه جنگ بود. گزارشى دادند و چند عکس و اسلاید نشان دادند و دختر شهید ملک محمدی، از جهاد، نامه اى به پدر شهیدش را خواند. براى افتتاح موزه در پارک کنار مصلى رفتیم؛ با مراسم نظامى و سرود رسمى، پرده بردارى کردم. از هشت سالن آن که به اعتبار هشت سال جنگ تنظیم شده، بازدید نمودم. اسناد خوبى جمع آورى شده، منجمله چند سند از من در مورد حکم امام و دستورهاى کتبى توصیه ها و فرمان هاى جنگى من.
فیلم عملیات والفجر هشت، عبور از اروند و تصرف فاو را دیدیم. سپس موزه فضاى باز را دیدیم که سلاح هاى معمول جنگ و سنگرها و میادین آن و موانع را خوب بازسازى کرده اند. صحبت کوتاهى کردم و تحسین از کار تأسیس موزه نمودم.
به دانشگاه شهید باهنر رفتیم. دانشجویان، استقبال پُرشورى کردند. نماز خواندیم. در سالن وحدت، پس از خیرمقدم آقاى دکتر [علی] مصطفوى، رییس دانشگاه و اعطاى لوح تقدیر دانشگاه به من، به خاطر خدمت به آموزش عالى و آن دانشگاه و تجلیل بلیغ دکتر مصطفوى از برنامه هاى سازندگى، سخنرانى کردم. با احساسات گرم حضار مواجه شدم؛ جمع زیادی کف مى زدند و جمعى صلوات مى فرستادند. دربارة پیشرفت هاى کشور در دوره سازندگى و ضرورت ادامه آن صحبت کردم. براى شام به مرکز برق رفتیم. علما و دوستان دوران تحصیل جمع بودند. شام را خوردیم و استراحت کردیم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام