خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اردیبهشت ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 05:11کد خبر28862

در منزل بودم. حاجیه والده و همشیره آمدند. فرصتی برای دیدار داشتیم. آقای رحمانی از ساحفاجا [= سازمان حفاظت اطلاعات ارتش] آمد. از مشکلات کاری در آنجا به خاطر تعصبات ارتشی سران گفت. قرار شد حمایت کنیم که بتوانند در آنجا کار کنند. حضور افراد غیر نظامی

در منزل بودم. حاجیه والده و همشیره آمدند. فرصتی برای دیدار داشتیم. آقای رحمانی از ساحفاجا [= سازمان حفاظت اطلاعات ارتش] آمد. از مشکلات کاری در آنجا به خاطر تعصبات ارتشی سران گفت. قرار شد حمایت کنیم که بتوانند در آنجا کار کنند. حضور افراد غیر نظامی باعث تحرک خوبی شده است. ظهر بستگان مهمان مان بودند. عصر و شب عده زیادی از بستگان آمدند. عصر آقای [عبدالمجید] معادیخواه برای امور بنیاد تاریخ آمد. احمدآقا تلفنی درباره امور جاری صحبت کرد و از حال امام گفت. شب عفت مهمان بود و حاجیه والده مهمان ما بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا