خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اردیبهشت ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 13:42کد خبر31708

امروز کمى تب داشتم. با مصرف مُسکّن به دفترم رفتم. آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییسجمهور] آمد. گزارش بازسازى را داد. قرار شد براى تهیه مطالبى، براى درج در کتاب هاى درسى مدارس، در مورد بازسازى و سازندگى اقدام کند. آقاى [غلامحسین] کرباسچى، شهردار

امروز کمى تب داشتم. با مصرف مُسکّن به دفترم رفتم. آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییسجمهور] آمد. گزارش بازسازى را داد. قرار شد براى تهیه مطالبى، براى درج در کتاب هاى درسى مدارس، در مورد بازسازى و سازندگى اقدام کند.

آقاى [غلامحسین] کرباسچى، شهردار تهران آمد. از بىثباتى و بینظمى وزیر کشور شکایت نمود. [آقای علی عبدالعلیزاده]، استاندار آذربایجانشرقى و معاونان آمدند. در مورد همکارى ها با جمهوری آذربایجان و [منطقه خودمختار] نخجوان و کارهاى مرزى با ترکیه و طرح هاى آبرسانى تبریز صحبت کردند.

شوراى تبصره 55 جلسه داشت. اعتبارات را تقسیم کردیم و نوعى نظارت براى دبیرخانه قرار دادیم. عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم؛ مصوبات متعددی داشتیم. آقاى [حمید] میرزاده را براى حل مشکل کمبود پنبه جهت کارخانجات مأمور کردیم. آقاى [اسحاق] جهانگیرى آمد. گزارش سفر به ترکمنستان و خرید پنبه براى کارخانجات را داد.

شب، بنا بود حاجیه والده اینجا بیایند، ولى چون صبح زود عازم رفسنجان بودند، ترجیح دادند که نیایند؛ با تلفن، احوالپرسى و خداحافظى کردیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا