خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اردیبهشت ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ فروردین ۱۳۷۸
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/05/16 - 08:36کد خبر26476

صبح زود، دکتر[عباس] شیبانى آمد و کارت ملاقات امام براى بقیه افراد کنگره که ملاقات با امام نداشته اند، برایش گرفتم. با رییس جمهور تلفنى صحبت کردم و جلسه اى که امشب داریم، قرار شد در دفتر امام باشد. تأییدیه صلاحیت نامزدان شوراى [مرکزى] حزب [جمهورى اسلامى]

صبح زود، دکتر[عباس] شیبانى آمد و کارت ملاقات امام براى بقیه افراد کنگره که ملاقات با امام نداشته اند، برایش گرفتم. با رییس جمهور تلفنى صحبت کردم و جلسه اى که امشب داریم، قرار شد در دفتر امام باشد. تأییدیه صلاحیت نامزدان شوراى [مرکزى] حزب [جمهورى اسلامى] را توسط آقاى [عباس] شیبانى به کنگره فرستادم. کمیسیون تطبیق شرایط، مرکب از من و [آیت الله] آقاى خامنه اى و آقاى ربانى املشى، صلاحیت ها را تصویب کرده است.

مهدى با چند نفر از همکلاسی هایش که از جبهه برگشته اند، با اجازه مدرسه به ملاقات امام و سپس به ملاقات من آمدند. نعناهاى باغچه را که عمدتاً محصول کشت خودم است، براى خشک کردن چیدم و بیشتر وقتم صرف مطالعه شد. چند روزى است که خسته و کمى افسرده ام.

آقاى ولایتى وزیر امور خارجه، تلفنى اطلاع داد که وزراى امور خارجه کویت و امارات مى خواهند به ایران بیایند. با رییس جمهور و من هم ملاقات مى خواهند که درباره جنگ و نفت صحبت کنند. شب در دفتر امام با مسئولان درجه یک جلسه داشتیم. درباره نحوه مذاکره با دو وزیرى که مى آیند، تصمیم گرفتیم.

آقاى هادى، گزارش سفر و مذاکراتش را با وزیر خارجه عربستان سعودى داد؛ تمایل دارند که روابط حسنه داشته باشند. درباره نفت و مبارزه با اسراییل و روابط با عراق و حج مذاکره و قرار شده ادامه یابد. خبر رسید که عراقی ها به اندیمشک و دزفول موشک زده اند و جمعى شهید و زخمى شده اند.  در این باره هم مذاکره کردیم. مطرح شد که راه جلوگیرى [از حملات موشکى] مقابله به مثل است که ما هم شهرهاى عراق را بزنیم؛   ولى امام مخالفند. دیروقت به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا