خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 08:56کد خبر31264

دیشب و امروز باران زیادی آمد. در بیشتر نقاط کشور بارندگى داشتیم. [آقای سعید عثمان]، وزیر امورخارجه و [آقای مسلم موسی]، وزیر امور دینى کومور آمدند و نامه [آقای سیدمحمدجوهر]، رییس جمهورشان را آوردند؛ کمک مى خواهند. [آقای عبدالحسن مقتدایی]،

دیشب و امروز باران زیادی آمد. در بیشتر نقاط کشور بارندگى داشتیم. [آقای سعید عثمان]، وزیر امورخارجه و [آقای مسلم موسی]، وزیر امور دینى کومور آمدند و نامه [آقای سیدمحمدجوهر]، رییس جمهورشان را آوردند؛ کمک مى خواهند.

[آقای عبدالحسن مقتدایی]، نماینده آبادان آمد. براى امور عمرانى استمداد کرد و گزارشى از وضع منطقه داد. نمایندگان میاندوآب آمدند. گزارش وضع را دادند و از اینکه وضع شان از شهرهاى کُردنشین مجاور بدتر است، گله دارند. مى خواهند بیشتر به آنها برسیم؛ مخصوصاً در زمینه صنایع تبدیلى و مراکز آموزش عالى.

[آقای سیدحسین هاشمی]، نماینده میانه آمد. خواسته هاى زیادی دارد؛ به خصوص کارخانه نورد فولاد. [آقای محمود آستانه]، نماینده سربند و شازند آمد. گزارش منطقه را داد و گفت به خاطر اجراى طرح هاى مهم پتروشیمى و پالایشگاه، وضع مردم منطقه خوب شده است. در مورد فروش کارخانه ها ملاحظاتى ارایه کرد.

آقاى [رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] آمد. براى دادن ارز خرید نیروگاه هسته اى از چین اصرار نمود؛ گفتم اولویت را به تکمیل نیروگاه بوشهر بدهند. عصر آقاى [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]آمد. در مورد سختگیرى در خصوص فراریانی که به داخل برمى گردند و پول هایى از آنها در مورد اموال تحت سرپرستى آنها از خمس گرفته مى شود، چاره جویى کرد.

شوراى اقتصاد جلسه داشت. خط مشى پولى برنامه دوم تکمیل شد و قیمت تضمینى محصولات کشاورزى و سوبسید [= یارانه] چاى و تعدیل نرخ پیمانکارى به تصویب رسید. ساعت نُه و نیم شب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا