خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 08:55کد خبر31261

در خانه بودم. والده هم اینجا بودند. در اخبار دستگیرى متهم به انفجار مرکز تجارت جهانى نیویورک و اعلان اینکه یک مسلمان بنیادگراى فلسطینى الاصل و با گذرنامه مصرى است، جلب توجه مى کند. با چنین اتهامى، انگشت اتهام به سوى کشورهایى مثل عراق یا لیبى یا ایران

در خانه بودم. والده هم اینجا بودند. در اخبار دستگیرى متهم به انفجار مرکز تجارت جهانى نیویورک و اعلان اینکه یک مسلمان بنیادگراى فلسطینى الاصل و با گذرنامه مصرى است، جلب توجه مى کند. با چنین اتهامى، انگشت اتهام به سوى کشورهایى مثل عراق یا لیبى یا ایران بلند خواهد شد.

غفلت کرده بودم که زنگ ساعت را براى سحر تنظیم کنم. دیروقت بیدار شدیم و با عجله سحرى خوردیم. همشیره فاطمه بیدار شده بود و ما را با تأخیر بیدار کرد. به آقاى [محمد] یزدی، [رییس قوه قضاییه]، در مورد گزارشى که اطلاعات از ممنوع کردن سیگار در زندان ها داده بود، تلفنى تذکر دادم. باعث ناراحتى زندانى ها شده است.

از عصر باران شدیدی شروع شده و هنوز که ساعت ده و نیم شب است، مى بارد. افطار با والده به منزل مهدی و فرشته رفتیم. بعد از استقلال آنها به خانه شان نرفته بودم. عفت و بقیه بچه ها هم بودند. محفل خانوادگى خوبى بود. تا ساعت ده آنجا بودم. آپارتمان هاى محسن، یاسر، فاطى و فائزه را هم دیدم. عفت و همشیره به منزل بستگان رفتند و من و والده به خانه آمدیم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا