اول صبح، مقدارى در تكميل مقاله «نهجالبلاغه و سياست» كار كردم و سپس به مجلس رفتم. پس از مطالعه گزارشها و امضاى نامهها، جواب نامه ریيس مجلس الجزاير «رابح بيطاط» را تهيه كردم و ايشان را به ايران دعوت نمودم.
اول صبح، مقدارى در تكميل مقاله «نهجالبلاغه و سياست» كار كردم و سپس به مجلس رفتم. پس از مطالعه گزارشها و امضاى نامهها، جواب نامه ریيس مجلس الجزاير «رابح بيطاط» را تهيه كردم و ايشان را به ايران دعوت نمودم.
آقاى دكتر [على اكبر] ولايتى نامه اعتراضى به راديو تلويزيون در خصوص برخورد نادرست با مجلس نوشته بود، تأييد كردم.
آقايان [ياسر] عرفات، هانىالحسن و همراهان - كه با هيأت ميانجى «كنفرانس اسلامى طائف» به ايران آمده بودند - به ملاقاتم آمدند. از خطر حمله اسرایيل به جنوب لبنان، نگران بودند. ايشان را تسليت دادم و گفتم اين حمله به ضرر آمريكا است، منطقه را منفجر مىكند و بيش از همه، آمريكا خسارت مىبرد. از ايشان [ياسرعرفات]، خواستم انقلابىتر عمل كنند.
ايشان به فرودگاه رفت. هانىالحسن تنها ماند و مطالب مفيدى از وضع عراق و ضعف صدام و نظر هيأت داد؛ مثل اينكه كم كم دارند موضع ضد عراقى مىگيرند. از اينكه بعضى از انقلابىهاى ايران، مخالف عرفات شدهاند، نگران بود.
بعدازظهر، مصاحبه مطبوعاتى و [راديو] تلويزيونى انجام دادم و براى شركت در اردوى انجمنهاى اسلامى سيستان و بلوچستان به كرج رفتم.
در باغ مصفاى ايروانى در حدود پانصدنفر جوان، مرد و زن با شور و با حال و طرفدار روحانيت بودند، برايشان سخنرانى كردم و جواب سئوالاتشان را دادم و در اردوى بسيج هم شركت كردم. سرودى خواندند و تشويقشان كردم. سپس به مركز تربيت معلم - كه پانصد معلم ممتاز جمع شده [بودند] و سمينار جالبى داشتند- رفتم. شامشان آشرشته بود، صرف كرديم و سخنرانى نمودم و تا ساعت ده شب جواب سئوالهاى آنها را دادم. خيلى باروح و انقلابى بودند. سرود خيلى جالبى با مطلع «روحانى مبارز، آيم به سويت» خواندند.
کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام