خاطرات اکبر هاشمی - ۸ فروردین ۱۳۶۹

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 17:45کد خبر29177

امروز اول ماه رمضان است. ساعت سه و نیم بامداد، با زنگ ساعت، براى سحرى بیدار شدم. من و یاسر روزه مى گیریم. بعد از نماز تا ساعت هشت صبح خوابیدم. به دفترم رفتم. آقایان [ابوالفضل]توکلى[بینا] و دکتر قاضى براى تبریک عید آمدند. آقاى[رضا] امراللهى، [رییس

امروز اول ماه رمضان است. ساعت سه و نیم بامداد، با زنگ ساعت، براى سحرى بیدار شدم. من و یاسر روزه مى گیریم. بعد از نماز تا ساعت هشت صبح خوابیدم.

به دفترم رفتم. آقایان [ابوالفضل]توکلى[بینا] و دکتر قاضى براى تبریک عید آمدند. آقاى[رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی]، براى امور انرژى اتمى و دکتر[حسن] حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى امور جارى کشور و آقاى[مرتضی] الویرى، [رییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس]، براى بحث دربارة اجراى برنامه پنجساله اول آمدند.

آقایان[عیسی]کلانترى و [جلال]ساداتیان از سفر زلاندنو آمدند و پیام [جیمز بیکر]، وزیر امور خارجه آمریکا را که توسط وزیر امور خارجه زلاندنو، براى ایران به منظور تحسین روابط و حل مسالة گروگان ها ارسال شده بود،آوردند. همچنین متن گزارش کمیته روابط خارجى کنگره آمریکا، مبنى برتمایل بهبود روابط با ایران را که وزیرامورخارجه زلاندنو به آنها داده بود، آوردند.

عصر هیأت دولت جلسه داشت. تصمیماتى در خصوص دادن تسهیلات و تخصیص ارز به دستگاه ها و تصویب آیین نامه هاى اجرایى گرفته شد. ساعت شش و نیم به خانه رسیدم. افطار، فاطى و بچه ها بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا