بعد از نماز صبح و استماع اخبار، همراه با پاسداران و آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] به سوى تهران پرواز کردیم. به دفترم رفتم و گزارش ها را خواندم. به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. چندین زوج براى عقد ازدواج و چند طلبه براى عمامه گذاشتن
بعد از نماز صبح و استماع اخبار، همراه با پاسداران و آقاى [حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] به سوى تهران پرواز کردیم. به دفترم رفتم و گزارش ها را خواندم.
به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. چندین زوج براى عقد ازدواج و چند طلبه براى عمامه گذاشتن آنجا بودند. سایر سران هم آمدند. با هم به جلسه رسمى عید رفتیم. من تبریک
عکس بیمارستان شهدای تجریش
گفتم و رهبری صحبت کوتاهى داشتند.
در دفترم، جمعى از وزرا و نمایندگان و مدیران براى تبریک آمدند. آقاى [علی اکبر] ناطق نورى، [رییس مجلس شورای اسلامی] آمد؛ راجع به انتخابات ریاست جمهوری صحبت شد.
به فرودگاه رفتیم و بلافاصله به سوى کیش پرواز کردیم. در راه آقاى میرزاده مقدارى از عملکرد آقاى [محسن] مهرعلیزاده، مدیریت قبلى [منطقه آزاد کیش] گفت و راجع به ضرورت انتقال دفاتر شرکت های دولتى از تهران و کم کردن حقوق مدیران این شرکت بحث شد.
بعد از ناهار و استراحت به دریا رفتیم. ساعتی جت اسکی سوار شدم. سپس به نخلستان رفتیم؛ جدیدالاحداث است. به نظر مى رسد رشد خوبى دارد و بر نشان داده است. از پارک جنگلى و خیابان ها و سواحل و مسجد در دست تعمیر و توسعه شیعه بازدید کردیم که جالب بود.
شام را هم مطابق معمول، دسته جمعى صرف کردیم. کمى در ساحل دریا پیاده روى کردم و خاطرات دو روز گذشته را نوشتم. مقدارى با محسن راجع به مجموعه فرهنگى رفسنجان صحبت کردم. مقدارى هم با حاجیه والده صحبت کردم. به مهدی گفتم کیش را به والده نشان دهد. بچه ها به گردش رفتند و من استراحت کردم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام