خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اسفند ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 23:17کد خبر32758

مسئولان حج آمدند. آقاى [محمد محمدی] رى شهرى، [نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی] و آقاى [محمدحسین] رضایى، [رییس سازمان حج و زیارت]، گزارش کارهاى فرهنگى و اجرایى را دادند و من هم صحبت کردم. اسمى از برائت از مشرکین نبردم؛ به خاطر اینکه براى حجاج

مسئولان حج آمدند. آقاى [محمد محمدی] رى شهرى، [نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی] و آقاى [محمدحسین] رضایى، [رییس سازمان حج و زیارت]، گزارش کارهاى فرهنگى و اجرایى را دادند و من هم صحبت کردم. اسمى از برائت از مشرکین نبردم؛ به خاطر اینکه براى حجاج ایرانى مشکل زا شده و با وضع خوبى برگزار نمى شود. آقاى [عبدالمجید] معادیخواه آمد. مشکلاتش در بنیاد تاریخ را توضیح داد و خواست که محسن کمک کند.

آقاى مجید انصارى آمد. متن مصاحبه آقاى جواد لاریجانى، با [نیک براون]، یک صاحب منصب انگلیسى را آورد که در آن به طرفداران آقای [محمد] خاتمى حمله کرده و گفته که آنها تندروها هستند و جایزه قتل سلمان رشدی و نیز اشغال لانه جاسوسى آمریکا از آنها است و از میانه روى آقاى ناطق [نوری] تعریف کرده است. گمان مى رود که سروصدا راه بیندازند.

[آقای نصرالله میرزایی]، سفیرمان در لیبى آمد. گزارش همکارى ها با لیبى را داد. آشیخ جواد، فرزند آقاى فاضل لنکرانى آمد؛ به عنوان تشکر از [عیادت] من، در زمان مریضى ایشان و گفت، اکنون به درس مى روند و شهریه هم مى دهند و در ماه حدود 60 میلیون تومان، خرج حوزه مى کنند. از وضع مدیریت کشور بعد از من، اظهار نگرانى نمود.

آقاى[عبدالله] نظرى، [از علمای مازندران] و [احمد و محمدرضا] برادران علیزاده، [از اعضای شورای نگهبان] آمدند. براى عمران منطقه سوادکوه استمداد کردند و اظهارنگرانى براى شرایط بعد از من داشتند و از مدیرکل اطلاعات استان [مازندران] شکایت نمودند. عصر تا شب، کارها را انجام دادم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا