خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 12:27کد خبر31641

مطابق معمول تمام سحرهاى دیگر ماه رمضان، ساعت سه ونیم بامداد، با زنگ ساعت بیدار شدم. سماور را روشن کردم و غذاهایى را که عفت آماده کرده بود، گرم نمودم و مشغول دعاو قرائت قرآن شدم. عفت و یاسر و کاظم را بیدار کردم. سحرى خوردیم. تقریباً همه سحرها همین وضع را

مطابق معمول تمام سحرهاى دیگر ماه رمضان، ساعت سه ونیم بامداد، با زنگ ساعت بیدار شدم. سماور را روشن کردم و غذاهایى را که عفت آماده کرده بود، گرم نمودم و مشغول دعاو قرائت قرآن شدم. عفت و یاسر و کاظم را بیدار کردم. سحرى خوردیم. تقریباً همه سحرها همین وضع را تکرار مى کنم. دیشب هم باران داشتیم.

سفیران پرتقال و لبنان و ترکیه براى خداحافظى آمدند. با هر یک به مناسبت مسایل خودشان صحبت کردم. وزیر نفت آمد. براى مذاکرات جلسه اوپک و طرح هاى سکوهاى نفتى خلیج فارس نظرم را خواست و نیز گزارش راه اندازى قسمت هایى از پتروشیمى بندرامام را داد. گفت آسان تر و سریع تر از پتروشیمى اراک پیش مى روند.

دکتر عادلى اطلاع داد که تفاهمنامه [معوقات] با ژاپن امضا شده؛ کمى بهتر از شرایط امضا با آلمان است. آقاى میرسلیم، براى دستور شوراى عالى انقلاب فرهنگى و گزارش کار در وزارت ارشاد آمد. عصر کمیته بند سه [قانون بودجه] جلسه داشت. تنظیم واردات با منابع ارزى در دستور بود که قرار شد، ثبت سفارش در سال 1373 حدود چهارده میلیارد دلار باشد و کمیته اى اولویت ها را مشخص نماید.

افطار به خانه رسیدم. بچه ها جمع بودند. بعد از افطار، عفت براى دیدن یک خانواده شهید رفت. مهدی هم براى مذاکره دربارة فاینانس ارز طرح سکوى ابوذر به دوبى رفت. امشب هم باران داشتیم. در گزارش ها، خبر از برف و باران فراوان در بسیارى از نقاط کشور داریم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا