خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ خرداد ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 04:50کد خبر32109

عفت برای شرکت در مراسم عزاداری، عازم رفسنجان بود. من به دفترم رفتم. مسئول حفاظت و فرمانده پاسداران بیت رهبری آمدند. برای خرید تجهیزات کنترلی و نیز امور رفاهی محافظان استمداد کردند. حسن آقا خمینی آمد. توضیحاتی در رابطه با مرقد و مؤسسه حفظ آثار امام و

عفت برای شرکت در مراسم عزاداری، عازم رفسنجان بود. من به دفترم رفتم. مسئول حفاظت و فرمانده پاسداران بیت رهبری آمدند. برای خرید تجهیزات کنترلی و نیز امور رفاهی محافظان استمداد کردند.

حسن آقا خمینی آمد. توضیحاتی در رابطه با مرقد و مؤسسه حفظ آثار امام و وضع بیت و برنامه زندگی و تحصیل خودش داد. من هم راهنماییهایی نمودم و چند سکه که از حاجاحمدآقا بود، به عنوان هدیه شرکت در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی برای دو سال (ده سکه بهارآزادی)، تحویل ایشان دادم.

آقای [ابوالفضل] توکلیبینا، [مشاور رییسجمهور در امور اصناف] آمد. از تصمیم اخیرمان دربارة ارز صادراتی تشکر کرد و گفت اصناف هم راضیاند و تقاضا دارند، زمان تحویل ارز را بیشتر کنیم. آقای حسینی، برادر شهید سید صالح لبنانی آمد. پیشنهادی از دولت عمان برای تحسین روابط و همکاری آورده بود و کمک خواست.

عصر آقایان [احمد] جنتی، سید محمود هاشمی[شاهرودی] و [محمدرضا] علیزاده، از شورای نگهبان آمدند. برای سفر به رومانی کسب نظر کردند و برای کارهای ساختمانی و انتخابات و امور رفاهی کارکنان شورای نگهبان و تأسیس واحد تحقیقات که پیشنهاد آقای هاشمی است، استمداد نمودند. شب در دفترم ماندم. خیلی دیروقت خوابیدم.

 

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا