خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ خرداد ۱۳۶۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/18 - 19:51کد خبر26895

آقاى ساداتیان اطلاع داد که [آقاى رابح بیطاط] رییس مجلس خلق الجزایر، براى افطار به منزل ما مى آید. به فاطى و فائزه گفتم افطارى براى مهمانان درست کنند و به آقاجلال گفتم، وسایل پذیرایى را بخرد و بیاورد. به آقاى مختار مسئول حفاظت بیت امام گفتم آقاجلال را که

آقاى ساداتیان اطلاع داد که [آقاى رابح بیطاط] رییس مجلس خلق الجزایر، براى افطار به منزل ما مى آید. به فاطى و فائزه گفتم افطارى براى مهمانان درست کنند و به آقاجلال گفتم، وسایل پذیرایى را بخرد و بیاورد. به آقاى مختار مسئول حفاظت بیت امام گفتم آقاجلال را که براى منزل وسایل مى خرد، تفتیش نکند. چون [آقا جلال] از تفتیش میوه ها و مواد غذایى و وسایل که مى آورد، ناراحت است.

نزدیک افطار، آقاى رابح بیطاط و همراهان و وزیر امور خارجه و همراهان و حاج احمدآقا آمدند. مطلب مهمى براى مذاکره نداشتند؛ بیشتر براى پى بردن به اهداف و حرف هاى ما آمده است. به نظر وزارت امور خارجه و آقاى [آیت الله] خامنه اى، بیشتر براى مطرح شدن کشور الجزایر در این شرایط بحرانى - به عنوان ساعى براى رفع بحران - سفر کرده اند. به عراق هم نماینده اى اعزام داشته اند. با ایشان درباره لزوم همکارى بیشتر الجزایر در مسایل دادگاه لاهه و بیانیه الجزایر هم صحبت کردم. شب، براى سخنرانى در مراسم پانزده خرداد به حسینیه ارشاد رفتم. هوا گرم بود و نزدیک یک ساعت صحبت کردم. خیلى خسته شدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا