ساعت نُه صبح، براى دیدن منطقه جنگلى و کوهستانى بین نور و تهران، به سوى منطقه نور حرکت کردیم. از شهر علمده که فعلاً اسم «رویان» گرفته، به سوى کوهستان رفتیم و بخشى از جاده در درست ساخت را دیدیم. کنار رودخانه گلندرود، کوهستانى و جنگلى و بسیار زیباست و فعلاً
ساعت نُه صبح، براى دیدن منطقه جنگلى و کوهستانى بین نور و تهران، به سوى منطقه نور حرکت کردیم. از شهر علمده که فعلاً اسم «رویان» گرفته، به سوى کوهستان رفتیم و بخشى از جاده در درست ساخت را دیدیم. کنار رودخانه گلندرود، کوهستانى و جنگلى و بسیار زیباست و فعلاً تا شهرک بلده رسیده، ولى آسفالت قسمت عمده آن مانده. جهاد سازندگی مى سازد و امسال اعتبارات آن را نداده اند و مشکل درست شده است.
در نقطه اى به سوى روستاى «دینکوه»، از جاده اصلى منحرف شدیم. عفت و اشرف [خواهر همسرم] که همراهمان بودند، مراجعت کردند. در ارتفاع بالاسر روستا، در یک دشت زیبا و پُرگل، نماز ظهر و عصر را خواندیم. دو روستاى کوچک دیگر، بالاتر از آنجا تا خط الرأس البرز وجود دارد. آقاى [حسن] خوید، پاسدارمان به خاطر حضور اقوام همسرش در آنجا، با آن نقطه از منطقه آشنا است و ما را اینجا آورد.
ماشین حامل غذا و آب، راه را گم کرده بود و نرسید. قرار شد برگردیم و پس از پیداشدن ماشین، در مسیر غذا بخوریم. به علاوه، مه هم منطقه را گرفته بود و دید را محدود کرده بود. نم نم باران هم بود. در مراجعت با چند نفر در روستا صحبت کردیم. یک کشاورز و یک پیمانکار که همان جاده را مى سازد و گفت، به خاطر نبودن اعتبار، نسیه کار مى کند. مسئول جهاد گفت، جانباز جنگ است و در عملیات کربلاى پنج مجروح شده است؛ قبلاً ایشان را دیده بودم.
[آقای شیخ مفید فیاضی]، امام جمعه نور و پدرش [آقای شیخ حسین فیاضی]، که اصالتاً اهل این روستا هستند و برای تابستان به این نقطه ییلاقى آمده بودند، جلوی ما را گرفتند و تقاضا کردند به منزلشان برویم؛ پذیرفتم. به خانه آنها رفتیم. خانه روستایى بدی نبود. اعضاى خانواده، زن ها و بچه ها هم بودند. احوال پرسى کردم. کره و عسل و ماست آوردند؛ همراهان خوردند.گفتند در تابستان، حدود هزار نفر در روستا هستند و در زمستان به شهر مى روند و فقط حدود صد نفر مى مانند. شغل مردم دامدارى و زنبوردارى است.
آقاى فیاضی گفت، چند پسر دارد. یکى هم که طلبه بوده، در عملیات کربلاى پنج، مفقود شده و پسرهاى دیگرش در جهادسازندگی و... کار مى کنند و یکى هم امام جمعه است و در نور مدرسه طلبگى دارد. مردم روستا جمع شدند و ابراز احساسات کردند.
در مراجعت، ماشین حامل غذا را دیدیم و در حال حرکت، ناهار نیمه کاره را تکمیل کردیم. تا رامسر با رادیوی ماشین، مذاکره دادگاه آقای کرباسچى را استماع کردم. در اتهام ها، دو مورد مربوط به آقاى [عبدالله] نورى، وزیرکشور معزول شده بود و جواب روشن داده نشد؛ چون قبلاً مطرح نبوده و غافلگیر شدند. آقاى [علی محمد] بشارتى، وزیر کشور سابق هم احضار شده بود و توضیحات خوبى داد. مشروعیت و قانونى بودن بعضى از کارهاى شهردار، با اجازه ایشان بوده که مردانه پذیرفت.
عصر در رامسر، در دریا شنا کردم. با قایق به دوردست ساحل رفتیم و از آنجا تا ساحل شنا کردم؛ حدود یک کیلومتر. دو روز گذشته، به خاطر طوفانى بودن دریا، شنا نکرده بودم.
امروز هواپیماهاى آمریکایى، موشکى به مرکز موشکى عراق پرتاب کرده اند که اصابت نکرده است. بهانه حمله، ادعاى قفل کردن رادارهاى پایگاه دفاعى عراق، روى هواپیماهاى آمریکاست. این درگیرى، نوسانى در قیمت نفت به وجود آورد.
تشنج بین [بنیامین نتانیاهو]، نخست وزیر و [عزر] وایزمن، رییس جمهور اسراییل بالا گرفته. وایزمن، نتانیاهو را متهم کرده که مانع صلح است، اسراییل را به جانب خطر مى برد وگفته از خود او سوءاستفاده کرده که از طریق او به مصر و اردن، قول عقب نشینى داده و عمل نکرده و او را بدنام کرده؛ تقاضاى انتخابات زودرس کرده است.
در دانشگاه تهران، دفتر تحکیم وحدت، مراسم براى قدردانى از آقاى [عبدالله] نورى داشته است. شعارهاى تُند علیه مجلس و صداوسیما و آقاى [علی اکبر] ناطق نورى، [رییس مجلس] داده اند و انحلال مجلس را خواسته اند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام