خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ خرداد ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 14:11کد خبر31727

صبح زود در باغ منزل رفتیم و قطعه گلستانى را دیدیم. کیفیت گل چیدن و گلاب گرفتن را گفتند. از چهل کیلو گل، سیکیلو گلاب ناب و یک مثقال عطر مى گیرند. مدت ها بود که با آقاماشاءالله از محافظان قدیمى، قرار داشتیم که برویم و گلستان قمصر را ببینیم؛ اهل قمصر

صبح زود در باغ منزل رفتیم و قطعه گلستانى را دیدیم. کیفیت گل چیدن و گلاب گرفتن را گفتند. از چهل کیلو گل، سیکیلو گلاب ناب و یک مثقال عطر مى گیرند. مدت ها بود که با آقاماشاءالله از محافظان قدیمى، قرار داشتیم که برویم و گلستان قمصر را ببینیم؛ اهل قمصر است.

سپس به مدرسه طلاب رفتیم و با طلبه ها صبحانه کله پاچه خوردیم. آقاى یثربى، مدرسه خوبى ساخته است؛ سه طبقه با حدود هشتاد حجره است. من هم کمک کرده ام و قرار شد، باز هم کمک کنم. به آقاى محلوجى هم گفتم کمک کند. آقاى ابطحى آمد و راجع به شیطنت ها و مخالفت هایی که نسبت به دولت وجود دارد، تحلیلى ارایه داد و گفت، آقاى [شیخاحمد] مولایى دچار بیماری سرطان است؛ خواست که احوالپرسى کنم.

در اجتماع مردم مثل آران و بیدگل، بعد از خیرمقدم و سرود، سخنرانى کردم. اصرار زیادی بود که به قُهرود و نظنز هم برویم؛ آقایان ترکان و کمالى را فرستادم. آقاى کمالى، خبر آورد مردم قُهرود که با قمصر خیلى رقابت دارند، از عدم سفر خود من رنجیده اند. قمصر، دره سرسبز و بسیار با صفایى است و تفاوت درجه حرارت با کاشان زیاد است؛ تفریحگاه خوبى است.

به کاشان برگشتیم و به محل ساختمانی رفتیم که با بیست هزار متر زمین و هشت هزار متر ساختمان، قبلاً براى دبیرستان دخترانه بسیار خوب ساخته اند و بعداً به فکر افتادهاند که دانشگاه باشد. [آقای دکتر هاشمی گلپایگانی]، وزیر فرهنگ و آموزش عالى هم آمد و پسندید. قرار شد مدارس عالى کاشان، با این ساختمان تبدیل به دانشگاه بشود و شعبه اى هم در قمصر تأسیس شود که زمین قمصر را براى مرکز تحقیقات اسانس ها گرفته اند.

به گلزار شهدا رفتیم و فاتحه اى خواندیم. سپس در مسیر فرودگاه، گشتى در شهر صنعتى تازه امیرکبیر زدیم؛ با دویست هکتار زمین و یکصدو هفتاد واحد صنعتى که بیست واحد به بهره بردارى رسیده، جاى مهمى است.

در پاویون فرودگاه، مصاحبه پایان سفر را انجام دادم. مسئول صداوسیماى آنجا از حضور بىسابقه مردم کاشان، با محبت و احساسات عجیب، اظهار تعجب نمود؛ به خصوص تمام روز تا آخر شب، خیابان ها در مسیرهاى عبور هم شلوغ بود. ظهر به تهران رسیدیم. عصر را به استراحت گذراندم. شب به مرقد امام رفتم و در مراسم سالگرد ارتحال سخنرانى نمودم. دیر وقت خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا