بعد از نماز مقدارى در ساحل دریا قدم زدم و منظرة جالب بالا آمدن خورشید را تماشا کردم. با چند نفر سرباز که براى محافظت، در اطراف مقر، نگهبانى مى دادند، صحبت کردم؛ از اهالی یزد و اراک و بابل و سارى بودند. معلوم شد آنها را براى حفاظت ما از تهران به ساری آورده
بعد از نماز مقدارى در ساحل دریا قدم زدم و منظرة جالب بالا آمدن خورشید را تماشا کردم. با چند نفر سرباز که براى محافظت، در اطراف مقر، نگهبانى مى دادند، صحبت کردم؛ از اهالی یزد و اراک و بابل و سارى بودند. معلوم شد آنها را براى حفاظت ما از تهران به ساری آورده بودند؛ قرار نبود چنین اقدامى بکنند. گفتند حدود بیست نفر هستند.
بعد از صرف صبحانه با اتوبوس به سوى زیباکنار حرکت کردیم. محسن و فائزه از ما جدا شدند که به تهران برگردند. برنامه داشتند. تمام مسیر را تا لنگرود از جاده ساحلى رفتیم. پنج ساعت و نیم در راه بودیم. واقعاً منظره ها و عمران چشمگیر است. با میوه و لقمه اى نان پذیرایى شدیم.
ساعت یک بعدازظهر به [استراحتگاه سازمان صداوسیما در] زیباکنار رسیدیم. بلافاصله براى صرف ناهار به رستوران رفتیم و سپس نماز و کمى استراحت. با اتومبیل در محوطه و خیابان هاى استراحتگاه گردش کردیم. خلوت بود و مسئول آن توضیحات داد. حدود چهل هکتار با ظرفیت پذیرش حدود دویست خانوار است و تأسیسات رفاهى مناسب و ارزان و ساحل خوب و ارزنده گیلان و سالن هاى مناسب براى آموزش و برنامه ها دارد. ساخت آن قبل از انقلاب شروع و بعد از انقلاب تکمیل شده است. در ساحل براى خانم ها، وقت جداگانه براى استفاده از دریا گذاشته اند. اول همراهان خانم، از دریا استفاده کردند و سپس نزدیک غروب با قایق به عمق دریا رفتیم و مقدارى شنا کردیم.
بعد از نماز مغرب، در رستوران دسته جمعى شام خوردیم. شام شان ماهى سفید، بهتر از ناهارشان بود. با اتوبوس به سوى فرودگاه رشت حرکت کردیم. در خیابان هاى شهر دسته هاى عزادارى محرم مشغول عزادارى بودند. ساعت یازده ونیم شب از فرودگاه به سوى تهران پرواز کردیم و ساعت دوازده به تهران رسیدیم. با اتومبیل به خانه رفتیم.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام