خاطرات اکبر هاشمی - ۵ تیر ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 12:51کد خبر28902

ساعت شش ونیم صبح برای عکسبرداری از کمر به بیمارستان شفا یحیائیان رفتیم. دکترها [بهروز] مولوی، [محمد صالح] گنجویان، [حسین] جزایری و [داود] جعفری رئیس بیمارستان نیز نظارت کردند. عکس های متعددی گرفتند و بررسی کردند. معلوم شد دیسک ندارم و در مهره پائین

ساعت شش ونیم صبح برای عکسبرداری از کمر به بیمارستان شفا یحیائیان رفتیم. دکترها [بهروز] مولوی، [محمد صالح] گنجویان، [حسین] جزایری و [داود] جعفری رئیس بیمارستان نیز نظارت کردند. عکس های متعددی گرفتند و بررسی کردند. معلوم شد دیسک ندارم و در مهره پائین انحنا وجود دارد که با کمی چاق شدن و بزرگ شدن شکم، روی عصب فشار می آورد و درد تولید می کند.

به مجلس برگشتم. کارها را انجام دادم. در گزارش ها هنوز بحث زیادی روی سفر به شوروی می شود و غربی ها به انفعال افتاده اند . آقای سید احمد موسوی [سفیر ایران در بیروت] آمد. درباره مسائل لبنان مذاکره شد. آقای [محمد علی] نظران [دبیر شورای عالی دفاع] آمد و خواستار تصویب سازمان دبیرخانه شورای عالی دفاع شد.

آقایان [محسن] رضایی و [علی] شمخانی آمدند. درباره کیفیت تقسیم سلاح های شوروی پیشنهادهایی داشتند. آقای [امیر] میر نماینده زاهدان آمد و پیشنهادی آورده بود از کسی که مدعی است می تواند مسأله حج و گرفتن اموالمان از آمریکا را درست کند. گفتم اگر مسأله حج را حل کرد، وارد صحبت می شویم.

ظهر با خوردن داروهای مسکن، ساعتی خوابیدم. عصر به [بیست و ششمین جلسه عمومی] شورای بازنگری [قانون اساسی] رفتم. چند اصل از تمرکز در قوه مجریه تصویب شد. به مجلس برگشتم. تا ساعت نه شب کار کردم و به خانه آمدم. پایم ناراحت است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا