خاطرات اکبر هاشمی - ۳ تیر ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 09:55کد خبر31372

[آقای دیتر کاستروپ]، فرستاده ویژه صدراعظم آلمان آمد و نامه مفصل ایشان را آورد؛ دوستانه است. اشاراتى به لزوم برطرف کردن موانع توسعه روابط، از قبیل تروریسم و حقوق بشر داشت. پیغام صریحى به آقای کهل دادم و گفتم باید مناسبات دولتى از طرف آلمان بهتر مراعات

[آقای دیتر کاستروپ]، فرستاده ویژه صدراعظم آلمان آمد و نامه مفصل ایشان را آورد؛ دوستانه است. اشاراتى به لزوم برطرف کردن موانع توسعه روابط، از قبیل تروریسم و حقوق بشر داشت. پیغام صریحى به آقای کهل دادم و گفتم باید مناسبات دولتى از طرف آلمان بهتر مراعات شود؛ توازن در مبادلات تجارى، مهلت مناسب براى پرداخت بدهى ها و خوددارى از بهانه جویى های شان از قبیل حقوق بشر و... و انتقاد از ناتمام ماندن کارهایى مثل نیروگاه بوشهر، پتروشیمى،کشاورزى و زیردریایى ها.

آقاى احمد جلالى آمد. مذاکراتى دربارة دکتر [علی] جوان داشتیم که بناست به ملاقاتم بیاید. گفت به صورت یک سوداگر برخورد مى کنند و نه یک محقق عاشق

مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت. مسأله عفو قاتلان محکومِ قبل از قانون قصاص از دستور خارج شد و مسأله رسیدگى به دعاوى اقلیت هاى دینى در مجامع قضایى به پایان رسید و پذیرفته شد که در احوال شخصیه، به مقتضاى احکام دین خودشان و براساس مصوبه اصل وحدت رویه عمل شود.

ساعت سه ونیم بعد از ظهر با اتوبوس به سوى مازندران حرکت کردیم. خانواده و جمعى از بستگان هم بودند. از جاده هراز رفتیم و حدود ساعت نُه شب رسیدیم. عمران و آبادی و سرسبزى شمال، به راستى جالب است. در استراحتگاه نزاجا[=نیروی زمینی ارتش] در خزرآباد سارى اقامت کردیم. میهمان سراى تمیز و با صفا، لب دریا دارند. معمولاً خانواده هاى نیروى زمینى ارتش براى استراحت و استفاده از دریا به آنجا مى روند. قبل از انقلاب ساخته شده است. بلافاصله به دریا رفتیم و زیر نور کمرنگ مهتاب، مقدارى شنا کردم؛ باحال و آرامش بخش بود. شام را دیروقت خوردیم و کمى پیاده روى و سپس خواب.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا