خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ خرداد ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 05:41کد خبر28895

ساعت چهار صبح بیدار شدم. بیدار ماندم. متن موافقت نامه ای که اساس همکاری با شوروی تاسال دوهزار است و باید امضاء می کردم را خواندم. خاطرات دیروز را نوشتم. به اخبار رادیوهای فارسی انگلیس و آمریکا گوش دادم. نگرانی از توافق های ایران و شوروی را مخفی

ساعت چهار صبح بیدار شدم. بیدار ماندم. متن موافقت نامه ای که اساس همکاری با شوروی تاسال دوهزار است و باید امضاء می کردم را خواندم. خاطرات دیروز را نوشتم. به اخبار رادیوهای فارسی انگلیس و آمریکا گوش دادم. نگرانی از توافق های ایران و شوروی را مخفی نمی کنند، اما منفی هم حرف نمی زنند.

صبحانه را با اعضای خانواده در اقامتگاه صرف کردیم. به محل [یادمان] سربازگمنام درکنار دیوار کاخ کرملین رفتیم. مراسم نظامی داشتند. تاج گلی نثار شد. قبلاً احتمال داشت که این مراسم را برسر [آرامگاه] جنازه لنین انجام دهیم که به ملاحظاتی با آن توافق نداشتیم.

از همان جا به شهرک ستاره ها در بیست کیلومتری شمال مسکو رفتیم. ژنرال دیکوف معاون ستاد کل [نیروهای مسلح] در سفر در ماشین من بود. اطلاعات زیادی دارد و پرحرف است. درآنجا با استقبال گرم جمعی از فضانوردان متشخص روبرو شدیم. در سالن بزرگی نمونه ای از سفینه هایی که به فضا پرتاب شده است، قرار داشت. توضیحات کافی درباره ایستگاه میر و سفینه هایی که به آن ملحق شده و یا بنا است بشود و سفینه هایی که رفته و برگشته اند، دادند. در داخل سفینه ها توضیحات خوبی درباره شرایط و لباس و غذا و ... فضانوردان ارائه شد.

در سالن دیگری دریک استخر عظیم آب که شرایط خلأ را به وجود آورده اند، تمرین فضانوردان برای حرکت در خلأ را دیدیم. سپس فیلمی در همین مورد و موزه یوری گاگارین و مجسمه اش را دیدیم و نثار تاج گل انجام شد. به اقامتگاه برگشتیم.

توضیحات آقای دیکوف درباره انهدام موشک ها با قرارداد میان آمریکا و شوروی برای من جالب و عجیب بود. بعد از ناهار و استراحت مجدداً به کاخ کرملین رفتیم. دو جلسه متوالی با گورباچف داشتیم که اولی علنی و جمع بندی مذاکرات کمیته ها که مثبت بود و دومی خصوصی و نتیجه بررسی آنها درباره همکاری تسلیحاتی و دفاعی بود. با خوشحالی اطلاع دادند که دفتر سیاسی شان تصویب کرده که تمام خواسته های ما را بدهند: دادن میگ 29 ، موشک سام 5، تانک تی – 80 ، موشک دریا به دریا و ... با تکنولوژی ساخت. درباره افغانستان که برای آنها خیلی مهم بود و همچنین درباره عراق هم توافق کردیم.

از بخشی از سالن ها و کلیساهای کرملین بازدید کردیم؛ جالب است. از آنجا به ساحل رودخانه مسکو رفتم که به پنج دریای اطراف روسیه، با کانال هایی که ساخته شده، مرتبط است. باکشتی می توانند از مسکو به همه این پنج دریا بروند. به اقامتگاه برگشتیم. استراحت مختصری شد و باز برای شرکت در ضیافت شام آقای گورباچف به کرملین رفتیم.

سر میز شام مذاکرات دوستانه خصوصی با گورباچف داشتیم. هر دو نطقی ایراد کردیم. او از رو خواند، ولی من بدون نوشته نطق ایراد کردم؛ گرچه متنی تهیه شده بود، ولی متن فارسی را نیاورده بودند و متن روسی توزیع شده بود؛ از نمونه های ناشی گری دیپلمات هایمان. صحبت های بدون نوشته ام مورد توجه قرار گرفت.

شب به اقامتگاه برگشتیم. در راه از متروی مسکو دیدار و دو ایستگاه را در مترو حرکت کردیم؛ جالب است. سپس پیاده از میدان سرخ بازدید انجام شد. ساعت ده ونیم نماز مغرب و عشاء را خواندم و خوابیدم. آقای محسن رضایی آمد و درباره مذاکره فردا با نظامیان شوروی مشورت کرد. عفت امروز با خانم گورباچف ملاقات داشت؛ راضي است. 

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا