خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ خرداد ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
سه شنبه 1405/07/28 - 07:01کد خبر30987

ساعت هشت و نیم صبح به سوى تهران پرواز کردیم. یاسر هم با من آمد. یکسره به منزل آیت الله خامنه اى رفتیم. کمى با ایشان دربارة اوضاع کشور صحبت کردیم. ایشان خبر ملاقات جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] و انتقادات شان از وضع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و

ساعت هشت و نیم صبح به سوى تهران پرواز کردیم. یاسر هم با من آمد. یکسره به منزل آیت الله خامنه اى رفتیم. کمى با ایشان دربارة اوضاع کشور صحبت کردیم. ایشان خبر ملاقات جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] و انتقادات شان از وضع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صداوسیما و بعضى از امور کشور و جواب تلخ رهبرى به ایشان را تعریف کردند.

با هم به حسینیه [امام خمینی(ره)] رفتیم. در راه آقایان ناطق نوری و احمدآقا هم ملحق شدند. در مراسم رسمى عید غدیر که به همان منظور از شمال آمده بودم، شرکت کردم. بعد از صحبت کوتاه من، رهبرى هم صحبت نسبتاً مختصرى داشتند. سپس به دفترم رفتم. چند گزارش را خواندم و به فرودگاه رفتم. به بیشه کلا مراجعت کردیم. بچه ها به زیارت امامزاده عبدالله رفته بودند. با حاجیه والده نشستم، مقدارى صحبت کردیم.

ناهار و استراحت و مطالعه گزارش و استفاده از دریا و قایق رانى وقتم را پُر کرد. جت اسکى سوارى را هم یاد گرفتم، ولى خیلى خسته شدم. شب هم بعد از استماع اخبار، در باغچه هاى اطراف ویلا قدم زدم و استراحت کردم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا