خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ خرداد ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 23:16کد خبر33215

آقاى [جلیل ملا]جوادی، از جوانان اردبیل آمد؛ نکاتى دربارة قرآن و معارف دیگر، جمع آورى مى کند. دانشگاه آزاد به او کمک مى کند. احساس می کند، مُویّد مِن عندالله است، ولى می تواند پُرمحتوا شود. براى مسکن کمک خواست. آقاى پروین، مدیرکارخانه سم سازى [شیمی

آقاى [جلیل ملا]جوادی، از جوانان اردبیل آمد؛ نکاتى دربارة قرآن و معارف دیگر، جمع آورى مى کند. دانشگاه آزاد به او کمک مى کند. احساس می کند، مُویّد مِن عندالله است، ولى می تواند پُرمحتوا شود. براى مسکن کمک خواست. آقاى پروین، مدیرکارخانه سم سازى [شیمی کشاورز] آمد. گزارش توسعه و ساخت یک نوع ماده اولیه سم را داد. از وضع اقتصادی و رکود و تضعیف مدیران و مشکلات قانون کار، اظهارنگرانى شدید نمود و از سیاست هاى سازندگى اظهاررضایت نمود و ضرورت توجه بیشتر من به وضع فعلى را گفت.

عصر آشیخ مصطفى رهنما آمد؛ هنوز هم با همان روحیات 35 سال قبل، دنبال مسأله فلسطین است. خواستار کار در مجمع [تشخیص مصلحت نظام] است. آقاى [علی] مبینى، مُنشى کمیسیون زیربنایى [مجمع تشخیص] آمد. سئوالاتى در مورد مبانى سیاست هاى کلى داشت. آقاى [علی] فلاحیان، [وزیر سابق اطلاعات] آمد. توضیحاتى دربارة روزنامه و مجله اى که مى خواهد تأسیس کند، داد و از وضع اقتصادی و سیاسى کشور، ابراز نگرانى نمود. بخشی از مسابقه فوتبال ایران و یوگسلاوى در جام جهانى را تماشاکردم. اکثر تلویزیون هاى کشورهاى عربى، مستقیم پخش مى کردند؛ با نتیجه یک به صفر، مغلوب شدیم.

شب میهمان رهبرى بودم. حال شان بهتر است، ولى هنوز نقاهت دارند. کمى مذاکره کردیم. خسته شدند. ناراحت شدم.کسالت تنگى یک رگ قلب است و دکترها، تأکید بر استراحت دارند. وارد بحث هاى جدی نشدیم. ضمن صحبت، ادامه مسابقه فوتبال را هم مى دیدیم. وقتى که ایرانى ها از یوگسلاوى، در دقیقه 73 گل خوردند، ناراحت شدیم و تلویزیون را خاموش کردیم؛ گرچه به خاطر قدرت تیم یوگسلاوى، این شکست دور از انتظار نبود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا