آقاى عبداله نورى آمد. از اظهاراتی که رهبرى نسبت به ایشان در مورد مصاحبه اش کرده، و نیز به خاطر اقدام رهبرى در جلوگیرى از اعطای نشان به آقاى کرباسچى و احاله تخلفات شهردارى تهران به دادگاه، گله مند است؛ او در مصاحبه گفته که به دستور رهبرى، از نامزدی
آقاى عبداله نورى آمد. از اظهاراتی که رهبرى نسبت به ایشان در مورد مصاحبه اش کرده، و نیز به خاطر اقدام رهبرى در جلوگیرى از اعطای نشان به آقاى کرباسچى و احاله تخلفات شهردارى تهران به دادگاه، گله مند است؛ او در مصاحبه گفته که به دستور رهبرى، از نامزدی ریاست مجلس به نفع آقاى ناطق [نوری] کنار رفته است. گفت بنا دارند براى انتخابات مجلس خبرگان فعال شوند. آقاى [علی] لاریجانى، [رییس سازمان صدا و سیما] آمد. براى نشر یک روز زندگى من از صداوسیما، اجازه گرفت. خواست که در ترکیه، مشکل جواز تأسیس دفتر صداوسیما را حل کنم.
مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد اختلاف مجلس و شوراى نگهبان دربارة طرح منع استعمال دخانیات در مجامع عمومى، جلسه داشت؛ به نفع شوراى نگهبان نظر دادیم. بخشى از آیین نامه [داخلی مجمع] را تصویب کردیم.
عصر به فرودگاه [مهرآباد] رفتم. ساعت چهار بعد از ظهر، با مصاحبه و بدرقه رسمى، براى شرکت در اجلاس سران کشورهاى دی 8 که با ابتکار آقاى [نجم الدین]اربکان، [نخست وزیر ترکیه] تأسیس شده است، به سوى استانبول پرواز کردیم. عفت و فاطى و مهدی و مهندس [اکبر] ترکان، [وزیر راه و ترابری]، همراه بودند. سه ساعت پرواز بود. در فرودگاه استانبول، دکتر ولایتى و یک وزیر ترکیه استقبال کردند. با هلى کوپتر به تیلن در کنار ساحل بُسفُر پروازکردیم. ترکیه قرار گذاشته بود که براى هیچ یک از سران، مراسم استقبال و بدرقه نداشته باشد؛گرچه ورود و خروج راحت و بدون اتلاف وقت براى تشریفات بود، اما به نظرم سرد و بى رمق آمد؛ چون به استقبال ها و مراسم عادت کرده ایم.
در هتل،آقاى اربکان براى ملاقات آمد. صحبت هاى ایشان دربارة خطرهاى موجود براى امنیت ترکیه بود. اتهاماتى را که ارتش و اطلاعات ترکیه، درخصوص حمایت از [حزب کارگران کردستان] پ.ک.ک، به ایران مى زنند، نقل کرد و توضیح خواست؛ بیشتر براى دفاع از خودش در برابر مخالفان که به عدم اهتمام به مسأله تروریسم پ.ک.ک متهمش مى کنند.
من هم جواب تندی دادم و گفتم، اینها همان کسانى هستند که خود شما را متهم به بنیادگرایی می کنند و مى خواهند حزب رفاه را منحل کنند و عجز خودشان را با متهم کردن ایران و منتقل کردن مسأله به خارج جبران مى کنند. گرچه از صحبت من قلباً خوشحال شد، ولى خواست که گروهى براى تحقیق تشکیل شود؛ پذیرفتم.
سپس همراه همه سران و میهمانان، سوار کشتى شدیم و در محوطه بُسفُر گشتى زدیم. در کشتى با آقایان [محمد] سوهارتو، رییس جمهور اندونزى، ماهاتیر محمد، نخست وزیر مالزى، حُسنی مبارک، رییس جمهور مصر، خانم شیخ حسینه واجد، نخست وزیر بنگلادش و نوازشریف، نخست وزیر پاکستان و وزیر دفاع نیجریه احوال پرسى کردم.
مغرب به کاخ قدیمى بیلر بی در ساحل آسیایى بُسفُر رسیدیم. آقاى [سلیمان] دمیرل، [رییس جمهور ترکیه] و همسرش، در مدخل کاخ استقبال کردند. سر میز شام. دو طرفم آقایان دمیرل و اربکان بودند. در بین شام خوردن، من و اربکان براى نماز رفتیم و برگشتیم. صحبت هاى زیادی با هر دو نفر داشتم.
گفتند تا دو ماه دیگر از شمال عراق عقب نشینى مى کنند. اربکان گفت، به زودی ریاست دولت را به خانم [تانسو] چیللر واگذار مى کند. خیلى برایشان روشن نبود که چگونه مى تواند به مجلس معرفى شود؛ اشکال قانونى دارند و امیدی ندارند که با انتخابات زودرس وضع بهتر شود و هم چاره اى جز این ندارند.
بحران سیاسى شدیدی دارند و احتمال کودتاى نظامى هست و هر دو از دست ارتشی ها ناراحت اند، ولى خونسردی را حفظ مى کنند. بحران اقتصادی و امنیتى هم دارند. جاى نشستن عفت و فاطى مناسب نبود؛ عفت قهرکرد و شام نخورد. من بعد از شام فهمیدم. تا آخر سفر، عفت ناراحت بود؛ حق با اوست. دیروقت با خستگى خوابیدم.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام