امروز انتخابات ریاست جمهورى داشتیم. براى دادن رأى به حسینیه جماران رفتیم. خبرنگاران زیادی جمع بودند. به چند سئوال جواب دادم. از منزل در دست تعمیرمان بازدید کردم. مى گویند یک ماه دیگر تحویل مى دهند. در مسیر برگشت، از منزلى که در سعدآباد براى میهمانان
امروز انتخابات ریاست جمهورى داشتیم. براى دادن رأى به حسینیه جماران رفتیم. خبرنگاران زیادی جمع بودند. به چند سئوال جواب دادم. از منزل در دست تعمیرمان بازدید کردم. مى گویند یک ماه دیگر تحویل مى دهند. در مسیر برگشت، از منزلى که در سعدآباد براى میهمانان در دست بازسازى است، دیدن کردم. سپس با دکتر ولایتى از موزه تابلوهاى نقاشى جنب سعدآباد در ساختمان وزارت دربار سابق بازدید کردیم؛ مى گویند دو هزار تابلو دارند.
ظهر بستگان مهمان مان بودند. عفت ولیمه حج مهدی و فرشته را مى داد. مقدارى از وقت را به تماشاى برنامه های تلویزیون براى گزارش انتخابات گذراندم. مرتباً با ستاد انتخابات وزارت کشور و هیأت اجرایى تماس داشتم. برخلاف همه انتخابات هاى گذشته، این بار براى گرم تر شدن انتخابات، به دست خودمان رقیب درست کرده بودیم. به نظر مى رسد مقدار زیادی از آرای من از دست مى رود؛ گرچه محتمل است براى جو رقابت، رأى دهنده بیشترى داشته باشیم که همین جزو اهداف مان بود.
محسن پس از بازدید چند حوزه نظر داد که تقریباً 15 تا 20 درصد از آرا را رقبا و باطله ها دارند. چند بار وقت انتخابات تمدید شد، براى اینکه مراجعه داشتند. آقاى [عبدالله] نورى، آخر شب اولین گزارش قرائت آراء را داد. به نظر مى رسد حدود سى و پنج درصد آراء از من نیست و رقبا بیش از حد انتظارمان رأى آورده اند. در مناطق کُردنشین به آقاى [احمد] توکلى رأى داده شده و لابد به خاطر مخالف خوانى هاى جدی است.
از خاطرات جالب امروز، اظهارات على فرزند فاطى است که چون او را از رفتن به لب بام نهى کردم، رنجید و به مادرش گفته مى خواهد به دکتر جاسبى رأى دهد، چون باباجون با او دعوا کرده! از بچه سه ساله اظهارات جالبى است.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام