خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ خرداد ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 23:09کد خبر33202

تا ساعت یازده صبح، براى سخنرانى هاى فردا و پنج شنبه مطالعه کردم. عفت، اشتباهاً درب اتاق خواب را قفل کرده و لباس ها و کلیدم در آنجا مانده بود. با موبایل به او اطلاع دادند؛ کلید را ارسال کرد، ولی باعث تأخیر در برنامه ها شد. از اخبار کسالت رهبرى نگران

تا ساعت یازده صبح، براى سخنرانى هاى فردا و پنج شنبه مطالعه کردم. عفت، اشتباهاً درب اتاق خواب را قفل کرده و لباس ها و کلیدم در آنجا مانده بود. با موبایل به او اطلاع دادند؛ کلید را ارسال کرد، ولی باعث تأخیر در برنامه ها شد.

از اخبار کسالت رهبرى نگران بودم. بدون اطلاع قبلى، به مقر ایشان رفتم. معلوم شد ایشان به قم رفته اند. با آقایان [غلامحسین] محمدی [گلپایگانی] و [سیدعلی اصغر] حجازى صحبت کردیم؛ گفتند دکتر دستور استراحت مطلق داده اند و از من خواستندکه به ایشان توصیه کنم، از استراحت غفلت نکنند و برنامه نمازهاى جماعت محدود ظهر و مغرب در دفتر را لغو کنند؛ فعلاً جاى نگرانى نیست.

به دفتر کوشک رفتم و تا ساعت پنج بعد از ظهر، کارها را انجام دادم. زلزله شدید بیش از هفت ریشتر، در شمال افغانستان، منطقه فیض آباد، دلخراش است در بعضى از گزارش ها، تا پنج هزار کشته آمده و خرابى هاى وسیع. این سومین زلزله سنگین، ظرف کمتر از یک سال در آنجاست و قابل توجه اینکه پیش بینى هایى توسط بعضى از مراکز زلزله سنجى در منطقه شده بود.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا