بعد از نماز صبح، به منطقه سد لار رفتیم. از محل سد لتیان تا سد لار از منطقه لواسان عبور کردیم. در دره ها، روستاهاى سرسبز فراوان است. جلگه لار، بسیار باصفا و پُرآب و سرسبز است. چند رودخانه پُرآب، وارد دریاچه سد مى شود. چشمه هاى زیادی از پایة کوه ها مى
بعد از نماز صبح، به منطقه سد لار رفتیم. از محل سد لتیان تا سد لار از منطقه لواسان عبور کردیم. در دره ها، روستاهاى سرسبز فراوان است. جلگه لار، بسیار باصفا و پُرآب و سرسبز است. چند رودخانه پُرآب، وارد دریاچه سد مى شود. چشمه هاى زیادی از پایة کوه ها مى جوشد. در یک نقطه، دو چشمه پُرآب به نام «دوبرار» یا دو برادر، جالب است.
تعداد زیادی دامدار در سراسر منطقه مشغول دامدارى اند. فقط سه چهار ماه تابستان اینجا هستند و بیشتر در اطراف تهران اند و عشایر کلهر و هداوند و.... معمولاً هر خانواده، حدود 500 رأس گوسفند دارد. اختلافاتى هم بر سر منطقه ها دارند. مدعی اند سند و نقشه دارند. اجازه ساخت و ساز ندارند. ظرفیت حدود 600 هزار دام را دارد.
در چند واحد، من را شناختند. خوشحال شدند. اسفند دود کردند و کشک و شیر تعارف کردند. در محل اهل هداوند و نیز اهل کلهر، شاخه غلامى، توقف کردیم. غلامى ها، شیر جوشاندند و نوشیدیم و یک گوسفند ذبح کردند؛ چون نماندیم، همراه محافظان کردند.
از یک معدن باریت که مشغول استخراج است، بازدیدکردم. روزى دوکامیون سنگ باریت به کارخانه براى پودرکردن و بسته بندی مى فرستند.گفتند، قیمت هر تُن محصول 22 هزار تومان است. قبل از انقلاب، بخش خصوصى بوده، بعد از انقلاب، دولتى شده و سپس به کارکنان داده اند و آنها را از دولت جدا کرده اند. از درآمدشان، راضى بودند. 25 معدن در سراسر کشور هست و بیشتر در حفارى چاه هاى نفت و رنگ سازى و... مصرف دارد؛ کارخانه در سلفچگان و پرندک است.
گفتند، در زمستان، پنج متر ارتفاع برف است و از ماه خرداد، برف ها آب و زمین سبز مى شود. هنوز در شیارها، برف زیاد است. در یک نقطه، از تونلى زیر انبوه برف عبور کردیم. آب رودخانه این تونل را ایجاد کرده بود. در کمپ جهادسازندگی و سازمان محیط زیست توقف کردیم. پاسداران [گوسفند قربانی اهدایی را] کباب کردند.
ساعت چهار بعد از ظهر به خانه رسیدیم. در مسیر، بخشی از مذاکرات دادگاه شهردار را گوش دادم. از راه پلور برگشتیم. شایعات ضعیف زلزله تهران، مردم را ترسانده. [آقای میلیتاراویچ]، یک دانشمند اهل بالکان پیش بینى کرده است. در گذشته، مواردی را گفته که در خاطرات چهارم خرداد، در سفر به گلباف کرمان، از قول استاندار نوشتم.
اتفاقاً امروز زلزله ای به قدرت 9/5 ریشتر، در اطراف آستارا و زلزله اى به قدرت حدود 3 ریشتر در گرمسار رخ داده که شبیه پیش بینى هاى سابق شده و اگر فرض کنیم که تشخیص او در یک منطقه وسیع است و نه در یک نقطه مشخص، وضع دیگرى پیدا مى کند. قبلاً هم توجه به خوزستان بود و در گلباف در همان زمان اتفاق افتاد و غرب ترکیه هم امشب زلزله به قدرت 2/5 ریشتر رخ داده است. به هر حال، بحث داغی در کشور جریان دارد و خیلى ها از شهر بیرون رفته اند. عفت هم جاى خود را عوض کرد که چراغ بالاسرمان در فرض وقوع زلزله، روی سرش نیفتد.
در منطقه لار، از مسیر جاده فشم به نور هم بازدید کردم. در گردنه بین لار و فشم مشغول تراش کوه اند. گروهى از جوانان تهران را در آنجا دیدم که پیاده از همان مسیر به مازندران مى روند. احوال پرسى و تشویق کردم.
یک کاروانسراى عباسى هم در آنجا دیدیم که جالب است. از سنگ و ساروج ساخته شده و کنار آن هُژبر یزدانى، [سرمایه دار دوره پهلوی] که در آن منطقه دامدارى داشته، ساختمان جالبى شروع کرده که با بروز انقلاب اسلامى، فرصت تکمیل آن را نیافته است. تعدادی ساختمان هم از انگلیسى ها مانده که براى جهانگردان استفاده مى شد.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام