خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 18:37کد خبر32506

[امروز اربعین است.] در منزل بودم. وقت با استراحت و مطالعه تاریخ قرآن و تاریخ صنعت چاپ و گزارش هاى واصله گذشت. ظهر مهدی و فائزه و بچه هایشان اینجا بودند. عصر عفت از کانادا تلفن کرد. منزل دکتر [محمدحسین] عادلى، [سفیر ایران در کانادا] هستند. گفت فردا فاطى و

[امروز اربعین است.] در منزل بودم. وقت با استراحت و مطالعه تاریخ قرآن و تاریخ صنعت چاپ و گزارش هاى واصله گذشت. ظهر مهدی و فائزه و بچه هایشان اینجا بودند. عصر عفت از کانادا تلفن کرد. منزل دکتر [محمدحسین] عادلى، [سفیر ایران در کانادا] هستند. گفت فردا فاطى و سعید براى معاینه پزشکى مى روند. از استخر خانه استفاده کردم. اکنون در ساعت نُه شب در خانه تنهایم و با کامپیوتر سرگرم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا