خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 16:27کد خبر31776

ساعت چهار بامداد، با زنگ ساعت بیدار شدم. عفت نمازش را خواند و براى سفر جهت ادامه معالجه، عازم فرودگاه شد. فاطى و سعید و بچه هایش هم همراه او هستند. بعد از ظهر از سوییس، تلفنى اطلاع داد که به راحتى و سلامتى رسیده اند. پیش از ظهر کارها را انجام

ساعت چهار بامداد، با زنگ ساعت بیدار شدم. عفت نمازش را خواند و براى سفر جهت ادامه معالجه، عازم فرودگاه شد. فاطى و سعید و بچه هایش هم همراه او هستند. بعد از ظهر از سوییس، تلفنى اطلاع داد که به راحتى و سلامتى رسیده اند.

پیش از ظهر کارها را انجام دادم. ظهر فائزه و قدسى، ناهار اینجا بودند. عصر بیشتر وقت به مطالعه و استراحت و شنا گذشت. با آقاى فلاحیان، [وزیر اطلاعات]، در مورد مسایل نجف آباد صحبت کردم. صبح هم آقاى خلخالى از قم، تلفنى تقاضا کرد که براى حل مشکل دخالت کنم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا