خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ تیر ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 12:54کد خبر28913

بعد از نماز کارها را انجام دادم. تیمسار حسنی سعدی [فرمانده نیروی زمینی ارتش] آمد. گزارش خطوط پدافندی را داد و نیازها را گفت. آقای [اسدالله] بادامچیان آمد. از شرایط جاری اظهار خوشحالی کرد و برنامه های سیاسی خودشان را در جامعه اسلامی فرهنگیان، جامعه

بعد از نماز کارها را انجام دادم. تیمسار حسنی سعدی [فرمانده نیروی زمینی ارتش] آمد. گزارش خطوط پدافندی را داد و نیازها را گفت. آقای [اسدالله] بادامچیان آمد. از شرایط جاری اظهار خوشحالی کرد و برنامه های سیاسی خودشان را در جامعه اسلامی فرهنگیان، جامعه اسلامی دانشجویان و جامعه زینب گفت و درباره تبلیغات ریاست جمهوری من پرسید؛ گفتم تبلیغات ندارم.

عصر آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد. درباره بنیاد تاریخ گفت. آقای [عبدالله] نوری [نماینده رهبری در سپاه و جهاد] آمد. درباره کابینه و برنامه ها و نیروهای مسلح مشاوره داشتیم. آقای [سیدرضا] زواره ای آمد. از شرایط جاری خوشحال بود و خواهان سمتی برای کار است.

آقای [ابوالفضل] توکلی بینا آمد. اظهار خوشحالی کرد و تذکراتی در امور اقتصادی و تجاری داد. او برای شهرک المهدی قم استمداد کرد. مهدی همشیره زاده آمد. طرحی برای امور اقتصادی آورد؛ بد نیست. گزارش پذیرش توریست ها را داد و راضی است. مغرب به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا