خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مرداد ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 18:41کد خبر32523

تا ساعت ده و نیم صبح کارها انجام شد. اخوى محمد براى کارهاى معاونت اجرایى [رییس جمهور] آمد و براى کمک به شهرستان دماوند و شهریار اجازه گرفت. آقاى [مصطفی باقری] بنابى، امام جمعه بناب آمد؛ مطالبش را از رو مى خواند. ابتدا اظهار وفادارى و ارادت در حد افراط و

تا ساعت ده و نیم صبح کارها انجام شد. اخوى محمد براى کارهاى معاونت اجرایى [رییس جمهور] آمد و براى کمک به شهرستان دماوند و شهریار اجازه گرفت. آقاى [مصطفی باقری] بنابى، امام جمعه بناب آمد؛ مطالبش را از رو مى خواند. ابتدا اظهار وفادارى و ارادت در حد افراط و اظهار اعجاب از خدمات من نمود و از سفر یزد گفت که همراه علما و ائمه جمعه، براى دیدن طرح هاى مهم رفته اند. چادرملو و فولاد آلیاژى و

کابل سازى شهید قندی و لاستیک سازى را دیده بودند. گفت قضاوت همراهان این بوده که کارها در حد اعجاز است. از برخورد [وزارت] اطلاعات و ناجا با مردم بناب شکایت داشت که در جریان انتخابات اعتراض داشتند و خواستار اقدام من براى دلجویى مردم شد و براى بناى مدرسه علمیه کمک خواست.

[آقای حمد بن جاسم آل ثانی]، وزیر امورخارجه قطر آمد. پیام شفاهى [آقای حمد بن خلیفه آل ثانی]، امیر [قطر] را داشت، مبنى بر صداقت در دوستى با ایران و اجبار به سازش با آمریکا و اسراییل. براى نجات از شر عربستان و بحرین و کودتا و اظهارآمادگى براى اجراى طرح انتقال آب از ایران و توصیه به ایران، مبنى بر احتیاط در اموری که آمریکا را تحریک مى کند و بهانه به دست آنها مى دهد؛ منجمله انباشتن سلاح در جزایر و تقاضاى آزادی فرد قطرى محکوم در ایران را نمود. من هم از موضع دوستى و سیرى با او مذاکره کردم.

عصر هیأت دولت جلسه داشت. تصویب کردیم که برنامه [چشم انداز] 25ساله تا سال 1400 تهیه شود. امروز دکتر [علی اکبر] ولایتى، در مورد نامزد شدن براى ریاست جمهورى مشورت کرد. گفتم بعد از مذاکره با رهبری جواب مى دهم. قرار شد فعلاً در جواب سئوالات، جواب روشنى ندهد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا