ساعت دو ونیم بامداد بیدار شدم. تشنه بودم و پایم هم درد گرفته بود. کمی راه رفتم و آب خوردم. بعد از نماز صبح دیگر نخوابیدم. بعد از صبحانه به دریا رفتیم. سپس در کنار باغچه ویلا، خاطرات دیروز را نوشتم. در وان آب گرم برای معالجه درد کمر استحمام کردم. باند
ساعت دو ونیم بامداد بیدار شدم. تشنه بودم و پایم هم درد گرفته بود. کمی راه رفتم و آب خوردم. بعد از نماز صبح دیگر نخوابیدم. بعد از صبحانه به دریا رفتیم. سپس در کنار باغچه ویلا، خاطرات دیروز را نوشتم. در وان آب گرم برای معالجه درد کمر استحمام کردم. باند انگشت زخمی ام را عوض نمودم. یکی از دوستان یاسر به نام صحراپور، که وقت عقد داشت، از تهران تلفنی کسب تکلیف کرد. گفتم شب به خانه بیاید.
بعضی از همراهان برای تبریک عید غدیر آمدند. گفتم به همه افراد موجود در این اقامتگاه، به هر یک مبلغ پنجاه تومان عیدی بدهند. ظهر در نمازخانه، پس از اقامه نمازجماعت با جمعی از پرسنل و همراهان صحبت کردم و از پذیرائی و نگهداری مجتمع تشکر کردم. تا ساعت شش و نیم به استراحت گذشت و سپس به سوی تهران حرکت کردیم. مغرب به منزل رسیدیم؛ هوای تهران مساعد و معتدل







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام