خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ تیر ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
4 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 23:47کد خبر33250

در گزارش هاى خارجى، طوفان و زلزله دریایى [= سونامی] شمال گینه جدید، مورد توجه است که با امواج هفت مترى، ساحل گینه را منهدم کرده و بیش از هزار کشته و خرابى هاى فراوان همراه داشته است. در آفریقاى جنوبى، ازدواج و مراسم عروسى آقای نلسون ماندلاى 81 ساله با

در گزارش هاى خارجى، طوفان و زلزله دریایى [= سونامی] شمال گینه جدید، مورد توجه است که با امواج هفت مترى، ساحل گینه را منهدم کرده و بیش از هزار کشته و خرابى هاى فراوان همراه داشته است. در آفریقاى جنوبى، ازدواج و مراسم عروسى آقای نلسون ماندلاى 81 ساله با [خانم گراسا ماشل]، بیوه حدود 60 ساله [سامورا] ماشل، رهبر موزامبیک است که جشن مفصلى هم گرفته اند و با هم رقصیده اند. در سفر من به آفریقاى جنوبى، ماندلا از من خواست که واسطه بشوم تا بیوه مارشال، ازدواج را بپذیرد، ولى من سفر به موزامبیک نداشتم و با توجه به سن ماندلا، مسأله را جدی نگرفتم.

آقاى خاتمى،[رییس جمهور]، تلفن کرد و پیشنهاد نمود که مسأله انرژى را از دستور مجمع تشخیص مصلحت برداریم که دولت فرصت کند، آن را بررسى کند. چون دستور دیگری نداشتیم، گفتم جلسه شنبه آینده لغو شود و نیز اطلاع داد که آیت الله خامنه اى، با پیشنهاد ایشان مبنى بردخالت در دادگاه آقای کرباسچى، موافقت نکرده اند و نیز با وزارت کشور براى آقاى [عبدالواحد] موسوى لارى هم موافقت و مخالفت هم نکرده اند؛ گفت، خودش را براى رد شدن در مجلس، آماده کرده است.

گروه تحقیقاتى پژوهشگاه [فرهنگ و] اندیشه آمدند. نمونه کارهایشان را آوردند و گزارش دادند و از من کمک خواستند. تذکراتى در جهت اصلاح کارشان دادم. گفتند، هزینه را دفتر رهبرى مى پردازد.

آقاى [محمود] جمالى، نماینده کاشان آمد. از رکود کارهاى عمرانى و تولیدی در کاشان و کل کشور و مخصوصاً راکد شدن طرح آب رسانى به کاشان اظهار نگرانى کرد و از ضررهاى دادگاه شهردار تهران و دامن زدن به مسأله ثروت هاى بادآورده گفت و از من خواست که براى جلوگیرى از وخامت اوضاع، وارد عمل شوم. گفت، بسیارى از نمایندگان و مدیران، راه را منحصر به دخالت من مى دانند. حدس مى زند که آقاى موسوى لارى، در مجلس [برای پُست وزارت کشور]، رأى [اعتماد] خواهد آورد.

آقاى [ابراهیم] رییسى، رییس سازمان بازرسى کل کشور آمد. شنیده است که من از فشارهاى بى مورد بازرسى بر مدیران سابق ناراضى ام. تلاش کردکه کار بازرسى را توجیه کند. من نمونه گزارش بازرسى در مورد افتتاح کارخانه فولاد آلیاژی یزد و اصل مسأله که تعطیل کردن خط فولاد پس از شروع کار و عدم النفع هاى فراوان، به خاطر عدم استفاده از ارزش افزوده نورد و پرداختن به مسایل سطحى را گفتم که قرار شد پیگیرى کند.

مطرح کردکه با دیدن رکود کارها در دولت جدید و مقایسه با فعالیت هاى فراوان مدیران در دولت من، بى انصافى است که روى نواقص جزیى،کارهاى آنها مته به خشخاش گذاشته شود و گفت، مسأله حکم دادگاه شهردار تهران در جلسه رؤساى قوه قضاییه مطرح شده و همگى از آقاى یزدی خواسته اندکه دخالت کنند و مانع حکم بى مورد شود که افکار عمومى ناراحت خواهد شد و گفت، قوه قضاییه در این دادگاه ضررکرده است.

اخوى محمود و محسن آمدند. گفتند، سفیر عراق را خواسته اند و راجع به مسأله [فوت] على آقا [صفریان]، دایى زاده، پیگیرى کرده اند؛ گفته تا دو سه روز دیگر ویزا مى رسد، ولى در آخر گفته، شما هم مسأله پسر نزار حمدون، [نماینده دایم عراق در سازمان ملـل] را که اخیراً در مرز ایران دستگیر شده، حل کنید. معلوم شده، وضع على آقا، حساب شده پیش آمده؛ براى گرفتن امتیاز.گفتم که به آنها بگویند، صلاح شان نیست که این دو مسأله را به هم مرتبط کنند و در هر دو مسأله، عراق محکوم است.

عصر آقاى [حسین] محلوجى، [وزیر سابق معادن و فلزات] آمد. گزارش مذاکراتش با آقاى [ابراهیم] رییسى، [رییس سازمان بازرسی کل کشور] را داد که از مسایل فولاد آلیاژى، دفاع کرده است. آقاى [محمد] یزدی، [رییس قوه قضاییه]، آقاى [محمدرضا] عباسى فرد را مأمور کرده که به مسأله رسیدگى کند.

آقاى [حسین] شیخ الاسلام براى خداحافظى آمد. سفیر در سوریه شده است. راضى نیست و امنیت هم ندارد؛ چون جزو گروه دانشجویان پیرو خط امام است که تحت پیگرد آمریکاست. دربارة رفتار با سوریه، حزب الله و گروه هاى فلسطینى و لبنانى، کسب نظرکرد.

شب میهمان رهبرى بودم؛ حال شان بهتر است. دربارة آقاى کرباسچى صحبت کردیم. گفتند، اگر محکوم شود، او را عفو خواهندکرد و گفتند، با وزارت آقاى [عبدالواحد] موسوى لارى، نه موافقت کرده اند و نه مخالفت، ولى مناسب نمى دانند.

نظر دادند، این دو نامه اى که به امام نوشته بودیم و یکى از آنها را من امضا کرده بودم و یکى را پنج نفر- آقایان خامنه اى، بهشتى، باهنر، موسوى اردبیلى و من- در خاطرات چاپ شود. امروز متن دو نامه را بررسى کردیم؛ خوب است. در تاریخ هاى اسفند سال هاى 58 و 59 نوشته ایم و به خط من است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا