خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ تیر ۱۳۷۵

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 18:39کد خبر32515

صبح براى افتتاح مرکز تحقیقات ژنتیک، از خانه به محل دانشگاه [علوم توانبخشی و] بهزیستى رفتیم و از چند بخش آموزش ها و خدمات بازدیدکردیم. ناشنواها و نابیناها و عقب افتاده ها [= معلولان ذهنی و جسمی]، معمولاً از خدمات بهزیستى اظهاررضایت مى کردند. آقایان

صبح براى افتتاح مرکز تحقیقات ژنتیک، از خانه به محل دانشگاه [علوم توانبخشی و] بهزیستى رفتیم و از چند بخش آموزش ها و خدمات بازدیدکردیم. ناشنواها و نابیناها و عقب افتاده ها [= معلولان ذهنی و جسمی]، معمولاً از خدمات بهزیستى اظهاررضایت مى کردند. آقایان [محمدتقی] جغتایی، دکتر [علیرضا] مرندی و دکتر خرازى گزارش دادند. در جمع حضار، سخنرانى مفصلى در اهمیت پیشگیرى از معلولیت ها و استفاده از دانش روز، ابزار پیشرفته و اهمیت خدمات به این نیازمندان ایراد کردم.

به دفترم برگشتم. [آقای سیدابوالحسن موسوی همدانی]، امام جمعه همدان آمد. مقدارى از موفقیت هاى دولت در سازندگى و اداره کشور تعریف کرد و آن را از عنایات خاص خدا دانست. تقاضاهایى جهت کمک به مصلى و مدرسه داشت و از عملکرد استاندار انتقاد نمود. آقاى مهندس [میرحسین] موسوى، [مشاور سیاسی رییس جمهور] آمد و توصیه هایى در مورد گسترش روابط با ترکیه داشت و از عملیات غیرقانونى [وزارت] اطلاعات در اروپا، با توجه به خطرات احتمالى، اظهار نگرانى کرد و خواستار تنبیه آنها شد.

[آقای لیام ناتن]، رییس مجلس سناى ایرلند، با جمعى از سناتورها آمدند. بیشتر به مذاکرات و سئوالات از وضع ایرلند و نزاع پروتستان ها و کاتولیک ها و آشوب هاى اخیر گذشت. تقاضا داشت که خرید گوشت گاو از ایرلند را که پس از وجود مرض جنون گاوى در انگلستان قطع کرده ایم، دوباره برقرار کنیم. گفتم احتیاج به اطمینان کامل از سلامت گوشت ها داریم.

دکتر [حسن] حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى امور جارى آمد. دربارة نامزد شدن ایشان براى ریاست جمهورى آینده صحبت شد؛ هنوز به خاطر مشکلات اهرم های قدرت که در خارج از دولت است، تردید جدی دارد. عصر آقاى [احمد] خرم، استاندار همدان آمد. گزارش موفقیت ها را براى آگاهى هنگام سفرم داد و از ایذاءهاى امام جمعه و همفکرانش گله کرد. آقاى [علی]آقامحمدی آمد. پیشنهادهایی در مورد طرح فقرزدایى و تمدن اسلامى و برنامه [چشم انداز] 25 ساله داشت و توصیه هایى نسبت به همدان نمود.

هیأت امناى دانشگاه تربیت مدرس، جلسه با چند مصوبه داشت. به فرودگاه رفتیم و براى ملاقات آقاى نیازاُف که در رامسر مشغول استراحت است، به سوى آنجا پرواز کردیم. ساعت هشت عصر به رامسر رسیدیم. آقایان [علی اکبر] ولایتى، [سیدمحمد] غرضى، حسین [مرعشی] و محسن هم بودند. ساعتى با آقاى نیازاُف صحبت کردیم. از وضع آب و هوا و مناظر شمال، خیلى راضى است. شام را با هم خوردیم. صحبت ها دربارة حل شبکه هاى گاز و راه آهن و جاده ها در شرق دریاى خزر و شرکت من در مراسم سالگرد پنجمین سال استقلالشان بود که قرار است، آقایان [بوریس] یلتسین، [رییس جمهور روسیه] و [ژاک] شیراک، [رییس جمهور فرانسه] هم بیایند؛ قول ندادم. ساعت یازده و نیم شب به تهران برگشتیم. به دفترم رفتم و خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا