خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۶۸

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
یکشنبه 1405/05/25 - 12:56کد خبر28920

در منزل ماندم. برای معالجه دردکمر، صبح و عصر شنا کردم. راه رفتم و نرمش کردم، ولی درد باقی است. آقای [محمدحسن] رحیمیان [از اعضای دفتر امام خمینی] آمد. او مقداری ارز اهدایی به جبهه را که در حساب امام مانده بود، تحویل داد. ظهر بستگان مهمان بودند. حاجیه بی بی

در منزل ماندم. برای معالجه دردکمر، صبح و عصر شنا کردم. راه رفتم و نرمش کردم، ولی درد باقی است. آقای [محمدحسن] رحیمیان [از اعضای دفتر امام خمینی] آمد. او مقداری ارز اهدایی به جبهه را که در حساب امام مانده بود، تحویل داد. ظهر بستگان مهمان بودند. حاجیه بی بی هم بودند.

رادیو بی بی سی، خبر کشته شدن چند کرد ضدانقلاب ایرانی را داد . عصر امیر عراقی آمد و برای کار اظهار آمادگی کرد. او برای درمانگاهش استمداد نمود و خوابی در مورد من دیده بود که نگران حفاظت بود و تأکید بر حفاظت داشت. آقای رحیمیان آمد و درباره مشکلات اصفهان گفت. دکتر [سیف الله] وحید [رئیس سازمان هلال احمر] آمد. دارو آورد و درباره وزارت بهداشت نظراتی ارائه داد و از کمبودهای هلال احمر گفت. شب محمد اخوی زاده برای دیدار آمد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا