خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۷۴

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
3 دقیقه
جمعه 1405/08/01 - 13:46کد خبر32323

خوشبختانه دیشب و امروز هم باران جالبی داشتیم. اول وقت برای مراسم انتقال آب تهران و طالقان به دشت شهریار و رباط کریم، به کرج در محل [ایستگاه آبگیر] بیلقان، کنار تصفیه خانه موقت سدکرج رفتیم. قرار است یک خط لوله 60 کیلومتری، سالیانه 150 میلیون مترمکعب آب

خوشبختانه دیشب و امروز هم باران جالبی داشتیم. اول وقت برای مراسم انتقال آب تهران و طالقان به دشت شهریار و رباط کریم، به کرج در محل [ایستگاه آبگیر] بیلقان، کنار تصفیه خانه موقت سدکرج رفتیم. قرار است یک خط لوله 60 کیلومتری، سالیانه 150 میلیون مترمکعب آب را به اینجا بیاورد و از اینجا به دشت شهریار برود؛ به علاوه خط دیگر از میدان محمدیه تهران - که آب 120 حلقه چاه از آب های زیرزمینی تهران را جمع آوری می کند- به رباط کریم می برد. آقای [بیژن نامدار] زنگنه، [وزیر نیرو]، توضیح داد و گفت، حدود چهارده میلیارد تومان، هزینه دو طرح است و من هم در اهمیت انتقال آب به شهریار که ریه تهران و باد شهر تهران است و پس از سد کرج، با آن دشت های حاصلخیز، دچارکم آبی شده گفتم .

برای افتتاح مجتمع فرهنگی، به شهر قدس [= قلعه حسن خان] رفتیم. در خیابان ها مردم اجتماع عظیمی داشتند. ناراحت شدم از اینکه برای آنها برنامه صحبت نگذاشته بودیم. مجتمع جالب و جامعی ساخته اند. در طول بازدید، مردم زیر باران در خیابان ها مانده بودند و مسئولان، امام جمعه و شهردار، مشکل موقوفی بودن بخشی از اراضی و توسعه طلبی اوقاف را گفتند. برای تجهیز بیمارستان شان، وعده کمک دادم.

به شهریار رفتیم. اجتماع مردم در خیابان ها و در محل اجتماع بیرون شهر و زیر باران تعجب انگیز بود. سرود و خیرمقدم [آقای سیدجلیل سیدزاده]، استاندار[تهران] و [آقای ثمره ای]، امام جمعه [شهریار] و [آقای همت الله هادی زاده]، فرماندار و [آقای حسن

قشقاوی]، نماینده [شهریار و رباط کریم] و سپس صحبت من و توضیح برنامه های عمرانی و منجمله انتقال آب ها انجام شد. گفتند همزمان با حضور هیأت، 64 پروژه عمرانی افتتاح می شود.

به مدرسه علمیه رفتیم. از حجره ها و کلاس ها بازدیدکردیم. حدود پنجاه طلبه دارند. کلنگ مسجد مصلی را به زمین زدیم. به دبستان بی بی سکینه رفتیم. مردم روستاها زیرباران، در محل اردوگاه نوساز فرمانداری، استقبال گرمی داشتند. بعد از نماز و ناهار و استراحت، جلسه شورای مدیران بود که نیازهای خود، منجمله کمبود مدرسه و اشتغال و مسکن را گفتند.

سپس رفتیم و شهر در دست احداث اندیشه را دیدیم. با وسعت هفتصد هکتار و بیش از ده هزار واحد مسکونی و نیازهای عمومی، در دست ساخت است و به انتظار وام، راکداند. از آنجا برای بازدید کارخانه کوچک مقواسازی [ایران آزادگان]، به روستای زرگان رفتیم. مردم روستا زیرباران استقبال گرمی داشتند. کارخانه، ابتکار یک مهندس ایرانی [آقای نفیسی] است که از کاه، مقوا می سازد و همه تجهیزات آن داخلی است. منظورم این است که اگر خوب باشد، در سراسر کشور توسعه باید. این کارخانه، روزانه یک تُن مقوا تولید می کند. مصاحبه ای انجام شد. به دفترم رفتم تا ساعت نُه کارها را انجام دادم و به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا