از منزل به مرکز آموزش فرزندان معلول کارگران رفتیم. آقاى [حسین]کمالى، [وزیر کار و اموراجتماعی] و مدیران «مؤسسه عمل»، در مورد تأسیس مدارس غیرانتفاعى و این مرکز گزارش دادند. زمین آن را در زعفرانیه شمیران، با مساعدت من، از بنیاد مستضعفان، در مقابل
از منزل به مرکز آموزش فرزندان معلول کارگران رفتیم. آقاى [حسین]کمالى، [وزیر کار و اموراجتماعی] و مدیران «مؤسسه عمل»، در مورد تأسیس مدارس غیرانتفاعى و این مرکز گزارش دادند. زمین آن را در زعفرانیه شمیران، با مساعدت من، از بنیاد مستضعفان، در مقابل باشگاهى که وزارت کار در دوبى داشته، گرفته اند. ظرفیت 100 نفر دارد؛ با بخش هاى توانبخشى و آموزشى و پیشگیرى و خوابگاه. از قسمت هاى مختلف بازدید کردم و با مربیان و شاگردان صحبت کردم. در مراسم، بعد از گزارش وزیر کار و اعطای نشان به دو نفر از معاونان وزیرکار، صحبت دلگرم کننده ای دربارة خدمات آموزش فنى و حرفه اى داشتم.
به دفترم رفتم. [آقای نیکلاس پیتراشتون وارنر]، سفیر استرالیا، براى خداحافظى آمد. گفت، مادرش که اخیراً به تهران آمده، از مقبره خیام در نیشابور بازدید کرده و از او انتقاد کرده که چرا به زیارت خیام نرفته؛ اشعار او را در جوانى خوانده است. [آقای بوریس شیخ مُرادف]، وزیر امورخارجه تُرکمنستان آمد. براى اجتماع افاغنه آمده که به دعوت ایران، براى مذاکره صلح در ایران هستند و گفت، آقاى نیازاُف نیز به ایران مى آید و به او سفارش کرده که خواسته هاى ما را بپذیرد. بر سر یک مخزن نفتى در خزر، با آذربایجان اختلاف پیداکرده اند.
عصر به سعدآباد رفتیم. با آقاى [گُلبُدین] حکمتیار، [رهبر حزب اسلامی] ملاقات داشتم. روحیه خوبى ندارد و انتقاد زیاد نسبت به آقاى [برهان الدین] ربانى و [احمدشاه] مسعود و [عبدالرشید] دوستم دارد. مایل است، ما جداگانه به او کمک کنیم که مستقل بجنگند. در جمع شرکت کنندگان در مسأله صلح افغانستان شرکت کردم. آقاى ولایتى، گزارش توافق و بیانیه را داد و من هم صحبت کوتاهى در اهمیت حفظ صلح بر محور حفظ مشروعیت دولت نمودم.
ضیافت افطار داشتیم. سپس ملاقاتى با آقاى [صبغت الله] مُجددی که گفت، در صدد میانجی گرى بین دولت و طالبان است. ملاقاتى با آقاى سید منصور نادرى، میر [= رهبر] اسماعیلى هاى افغانستان؛ آدم جالبى است. اظهار ارادات و اطاعت نسبت به ایران نمود و خواستار مساعدت و همکارى شد و گفت، یک میلیون اسماعیلى آنجا است. در منطقه شمال سالنگ هستند و معادن غنى طلا دارند. یک قالیچه با عکس امام، براى هدیه آورده است. در زمان حاکمیت کمونیست ها، در زندان بوده.
آقاى شیخ آصف محسنى، [رهبر حزب حرکت اسلامی] آمد. او هم از عدم اعتماد بین نیروهاى مستقر در شمال در مقابل طالبان گفت و آنها را ضعیف مى داند و خواستار کمک ایران است. آقاى [محمد] اکبرى آمد. او هم امید زیادی به موفقیت دولت افغانستان، در مقابل طالبان ندارد و از اختلاف شیعه خیلى ناراحت است و [کریم] خلیلى را مقصر مى داند. خلیلى هم به خاطر آمدن اکبری، همراه هیأت به ایران نیامده و با اجلاس مخالفت کرده است. سپس با حضور دکتر ولایتى، بروجردی، نجفى و حدادی، از نحوه کمک به دولت افغانستان و هماهنگ کردن شیعه ها مذاکره کردیم. به خانه آمدم. برف خفیفى شروع به باریدن کرده است. امروز اخوى محمد، [معاون اجرایی رییس جمهور] آمد. از نحوه مطرح شدن عدم نامزدی او و نامزدی آقاى [سیدمحمد] خاتمى در [حزب]کارگزاران [سازندگی] گفت.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام