خیلى قبل از اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. دربارة برنامه هاى امروز مطالعه کردم. ساعت هفت ونیم صبح به ایستگاه هلى کوپترها رفتیم. تعداد زیادی از مغازه هاى شهر دهلران باز بود. در آن صبح زود، به محل سد دهلران، روى رود دویرج پروازکردیم. به توضیحات [آقای
خیلى قبل از اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. دربارة برنامه هاى امروز مطالعه کردم. ساعت هفت ونیم صبح به ایستگاه هلى کوپترها رفتیم. تعداد زیادی از مغازه هاى شهر دهلران باز بود. در آن صبح زود، به محل سد دهلران، روى رود دویرج پروازکردیم. به توضیحات [آقای بیات]، مدیرکل آب منطقه ای [استان ایلام]، گوش دادیم. سد مى تواند حدود 190 میلیون مترمکعب آب را تنظیم کند و مانع فرار آب به عراق خواهد شد. سپس به محل آبخوان دامنه ارتفاعات دالپر رفتیم. مدیران جهاد[سازندگی] توضیح دادند. برنامه 100 هزار هکتار درختکارى براى مهار تزریق آب به دشت، براى بالاآوردن سطح آب زیرزمینى را دارند. با گزارش آقاى [محمدتقی] امان پور، [معاون آموزش و تحقیقات وزارت جهادسازندگی]، و شعر خوبى از آقاى [سید محمد] مُجابى و صحبت من از اهمیت آبخوان دارى ادامه دادیم.
به سوى مهران پروازکردیم. در مسیر، پل بزرگ چنگوله را که در این سفر افتتاح شد، از فضا بازدید کردیم. در جنگ، دشمن براى قطع ارتباط زمینى، چند بار این محل را زد. در محل محسنـاب در شرق دشت مهران فرود آمدیم. براى برنامه طرح اسکان عشایر را مدیران جهاد گزارش دادند و دربارة طرح هاى کشاروزى و دامدارى و شیلات و عشایر گفتند. جمع زیادی از عشایر جمع شده بودند. اسبى هدیه کردند. سوار اسب شدم و با سرعت تاختم. همراهان به وحشت افتادند و خلبانان هلى کوپترها، از اطراف جلوی اسب آمدند که آن را متوقف و مهار کنند. عمامه ام افتاد، ولى اسب را کنترل کردم.
در اجتماع عشایر، دختربچه اى، قرآن خوش صوتی خواند. نیم سکه اى هدیه به او دادم. آقاى [جهانشاه] صدیق، [رییس سازمان امور عشایر]، از طرح بزرگ کشاورزى دشت براى عشایر گزارش داد. من هم صحبت دلگرم کننده اى در مورد عشایر و خدمات انقلاب به آنها و اهمیت اسکان عشایر و عدالت اجتماعى ایرادکردم و اسناد واگذارى مراتع را به نمایندگان آنها [آقایان عباس خاتمى، احد حمیدی، اسد یاسرى و محمود شاهمرادیان]، دادم.
از آنجا با ماشین به سوى شهر مهران حرکت کردیم. در راه، روستاى اسلامیه را که زیبا مثل شهر، بازسازى شده، دیدیم. قبل از رفتن به محل اجتماع مردم، از خلوتى شهر استفاده کردم و گشتى زدیم. خیلى زیبا ساخته شده است؛ خیابان هاى وسیع و مشجر و میدان هاى جالب.
اجتماع مردم فوق العاده پُرشور بود. گروه سرود و همزمانى دختربچه ها با ترسیم آرم جمهورى اسلامى ایران و پرچم ایران با لباس هاى، رنگارنگ و بلندکردن پلاکاردها با مضامین مقاومت به صورت متناوب اجرا شد. [آقای کلانتری]، فرماندار، [آقای سیدمنصور آقامیرى]، امام جمعه و [آقاى ناصرى گهر]، نماینده شهر، صحبت هاى گرمى در خیرمقدم کردند. شاعرى شعر رسایى در وصف من و دولت خواند. سخنرانى مفصل و دلگرم کننده اى انجام دادم. سپس مجتمع وسیع و متنوع ورزشى را افتتاح کردم. از سالن ها و استخر بازدید نمودم و گشتى در خیابان ها زدیم؛ این بار مردم هم بودند و اظهار احساسات مى کردند. در فرماندارى، نماز و ناهار و استراحت داشتیم.
آقاى سعیدی نژاد، [معاون وزارت راه و ترابرى و رییس سازمان پایانه هاى کشور]، نقشه پایانه مسافربرى در مهران را آورد که من هم به مردم گفتم؛ این پایانه، در مسیر راه کربلا که از مهران مى گذرد، ساخته مى شود. کلى تشکر و اظهار شادمانى کردند. در مهران، تلویزیون عراق هم دیده مى شود، چون شهر در یک کیلومترى مرز است. پاسداران صداى منافقین را در بى سیم خود شنیده بودند که به نزدیک مرز آمده و سفر ما و تعداد هلى کوپترها را پیگیرى مى کرده اند.
به محل سد انحرافى امیرآباد پرواز کردیم و دشت امیرآباد را دیدیم. با پمپاژ آب از رودخانه کنجان چم، 2000 هکتار دشت را آبیارى مى کنند. توضیح شنیدیم و پمپ ها را روشن کردیم. یک و نیم میلیارد تومان هزینه شده است. مردم گلان جمع شده بودند و ابراز احساسات گرمى کردند. من هم برایشان صحبت کوتاهى نمودم و از صبرشان در جنگ و اهمیت اجراى این طرح تشکر کردم .
به محل سد چم گردلان ایلام پرواز کردیم. توضیح شنیدیم؛ سد جالبى است، با ظرفیت 110 میلیون مترمکعب تنظیم آب که بخشى را به شهر ایلام پمپاژ مى کنند و بقیه را به کشاورزى و دشت امیرآباد مهران مى برند و تا آخر سال سد تکمیل مى شود.
به ایلام برگشتیم. در منطقه دانشگاهى، خوابگاه هاى پسران و دختران دانشجو براى دانشجویان علوم پزشکى و غیرپزشکى را افتتاح کردیم. کُلنگ مسجد و دانشکده فنى را زدیم. از دانشکده پیراپزشکى که نزدیک به اتمام است، بازدیدکردیم؛ بیش از هشت هزار مترمربع، ساختمان خوب دارد. براى افتتاح، به مرکز آموزش مدیریت دولتى ایلام رفتیم. آمار و گزارش های خوبى توسط آقایان [سیدمحمد] میرمحمدی، [دبیرکل سازمان امور ادارى و استخدامى کشور] و [محمدجعفر] اکرام جعفرى، [رییس مرکز آموزش مدیریت دولتی] ارایه شد و من هم تشویق شان کردم. گفتند 80 درصد مدیران استان، بومى هستند.
از مجتمع فرهنگى ارسا بازدید کردیم که خیلى وسیع و جالب است. جمع زیادی از مردم آنجا جمع بودند. به اجتماع فرهنگیان و دانشگاهیان رفتیم. چهارهزار نفر جمع بودند. فوق العاده گرم، ابراز محبت کردند. گزارش مدیران کل فرهنگ و آموزش عالى و آموزش و پرورش و شعرخوانى [آقایان بهروز سپیدنامه و عبدالحمید یعقوبیان]، دو شاعر خوب و موسیقى و نى هنرمندان و صحبت مفصل و تحلیل من دربارة پیشرفت و توسعه سازندگى انجام شد.
بعد از شام در استاندارى، با عفت، تلفنى صحبت کردم. فردا به عُمره مى رود. ضمن استراحت، آقاى میرزاده، [رییس سازمان برنامه و بودجه] گفت، در کمیسیون [بودجه] مجلس، اعتبار فقرزدایى را حذف کرده اند. به محسن گفتم که به آقایان ناطق [نوری، رییس مجلس] و [قربانعلی] دُرى [نجف آبادی، رییس کمیسیون برنامه و بودجه] تلفن کند و بگوید حذف نکنند.







کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام