خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۷۳

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
5 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 23:23کد خبر31963

صبح، بعد از نماز نخوابیدم و گزارش هاى مربوط به سفرم و وضع طرح هاى موجود در برنامه بازدید را خواندم. ساعت هفت به سوى پادگان سپاه حرکت کردم و در صبحگاه مشترک نیروهاى مسلح شرکت کردم. سان و خوشآمد توسط سردار قاسم سلیمانى، ارشد نظامیان منطقه و سخنرانى

صبح، بعد از نماز نخوابیدم و گزارش هاى مربوط به سفرم و وضع طرح هاى موجود در برنامه بازدید را خواندم. ساعت هفت به سوى پادگان سپاه حرکت کردم و در صبحگاه مشترک نیروهاى مسلح شرکت کردم. سان و خوشآمد توسط سردار قاسم سلیمانى، ارشد نظامیان منطقه و سخنرانى دلگرمکننده من و توضیحات دربارة نقش نیروهاى مسلح و روابط صمیمى آنها با مردم انجام شد.

با هلى کوپترها به سوى زابل پرواز کردیم. آقاى فروزش، [وزیر جهاد سازندگی]، در راه توضیح مى داد. از سه راه زاهدان- زابل- خراسان، به سوى زابل، طرح کویرزدایى و آبخیزدارى اجرا مى کنند. از فضا، منظره های نهالکارى، مالچپاشى و بذرپاشى ها را دیدیم که به منظور توسعه دامدارى و تحصیل علوفه و تزریق آب به سفره های فقیر یا نیتراتى زیرزمینى انجام میشود.

از «شهر سوخته» که یک شهر باستانى است، از فضا بازدید کردیم. در نقطه تقاطع کانال هاى زهکشى اراضى زابل فرود آمدیم. توضیحات دادند؛ طرح زهکشى حدود چهل هزار هکتار از اراضى زابل که شور و قلیایى شده و طرح تکمیل شبکه آبیارى مدرن که از قبل از انقلاب شروع شده است. در اینکه شبکه ها زیرزمینى اجرا شود و یا روباز، اختلافنظر وجود دارد؛ هزینه اولى سنگین است، زهآب ششهزار هکتار که با پمپ منتقل مى شود، خیلى زیاد است. کمى چشیدیم؛ تلخ و شور است، ولى به تدریج بهتر مى شود. مى گویند ممکن است همین ها براى پرورش ماهى و پسته و... مناسب شود. آقاى حسینى، نماینده زابل، مخالف طرح با وضع فعلى است و راه ساده محلى ارایه مى دهد که منطقى نیست. در مورد طرح چاه نیمه چهارم و همچنین طرح فاضلاب در دست اجراى زابل مخالف است.

با هلى کوپتر گشتى روى دریاچه هامون زدیم که خشک شده، ولى هامون صابرى آب دارد و رو به بهبود است. از فضا، طرح هاى گروهبندی هامون ها و رودخانه ها را دیدیم که خیلى زیاد است و براى محافظت منطقه ضرورى است.

در مجموعه مسکونى روستایى علىاکبر فرود آمدیم. مردم استقبال گرمى کردند. مسافت زیادی در میان مردم راه رفتم. پاسدارها نگران بودند. در خانه یک آزاده بسیجى رفتیم. چهار بچه داشت؛ خیرمقدم جالبى توسط دختر و پسرش خوانده شد. بعد از سیل ویرانگر، هفتاد درصد از صد و سى روستا را در 29 مجتمع مسکونی

ادغام کرده اند که کار خوبى است و خانه ها عمدتاً ساخته شده، ولى هنوز تکمیل نیست. چند زن فقیر با خواندن اشعارى با زبان محلى در مدح من، شکایاتى مطرح کردند. روى یک وانتبار با مردم صحبت کردم.

یک کارگاه قالىبافى با هفتاد دار قالى را که جهادسازندگی در آن مجتمع دایر کرده بود، بازدید کردیم. گفتند براى هر دار قالى که دو نفر با آن کار کنند، سىهزار تومان سرمایهگذارى مى شود. قرار شد سیاست ترویج این کار را براى احیای صنعت فرش سیستان و رفع مشکل بیکارى تشویق کنیم.

به سوی شهر زابل پرواز کردیم. مردم استقبال عجیبى داشتند. از همه جا گرمتر بود. بیش از هزار گاو و گوسفند و شتر قربانى کردند؛ عجیب است. با وجود ازدحام فوق العاده در خیابان ها، ورزشگاه هم مملو از جمعیت بود. در اثر فشار احساسات مردم، امامجمعه نتوانست صحبت خود را ادامه دهد. سکوى خبرنگاران براثر ازدحام سرنگون شد و محل ویژه میهمانان و شخصیت ها اشغال شد.

سرود دو گروه دختر و پسر را قطع کردند و جایى براى نمایش شمشیربازان نگذاشتند و من اجباراً با شور و هیجان صحبت کردم که مسلط بر صحبتم باشم. خسته شدم. از مردم زابل به گرمى تمجید کردم و سیاست هاى ایجاد اشتغال و توسعه قالى بافى، مهار و ذخیره آب ها و زهکشى زمین ها را توضیح دادم.

سپس کیفیت اجرایى طرح فاضلاب شهر را بازدید کردیم. خیلى عظیم و سخت است. لوله هاى قطور در اعماق زمین زه دار دفن مى شود. سپس از سدهاى استحفاظى شهر در اطراف شهر براى جلوگیرى از سیل بازدید کردم. آنجا هم آقاى حسینی، ابراز مخالفت کرد. آدم ساده خوشنیتى است.

از آنجا به شهرک صنعتى رفتیم. دو کارخانه ریسندگی و بافندگى نوبنیاد را دیدیم و افتتاح کردیم. مدیرعامل یکى از آنها، یک خانم مهندس است. از آنجا کنار چاه نیمه ها براى کلنگ زنى چاه نیمه چهارم رفتیم که هفتصد میلیون مترمکعب آب را ذخیره مى کند. سه طرف محل، دیواره طبیعى دارد و یک طرف با سد کوتاه چهارده کیلومترى، برای جلوگیرى از نفوذ آب، دیوارکشی با پرده سیمانى مى شود. اینجا هم آقاى حسینی مخالفت کرد.

هلى کوپترها را تا محل اجراى طرح عظیم آبیاری متمرکز 850 روستا بردند و به سوى زاهدان پرواز کردند که به سانست [= غروب آفتاب] نخورند. آقاى فروزش و مدیران جهادسازندگی توضیحات دادند. طرح مهم و پُرهزینه اى است، ولى یکجا مشکل آب آشامیدنى همه روستاهاى زابل را حل مى کند. از چاه نیمه آب مى گیرند. همانجا هم توضیحات برنامه سیلاب زابل را دادند. هوا و بادهاى زابل براى رشد سریع ماهى مؤثر است.

از آنجا به اردوگاه تفریحى و تحقیقاتى دانشکده کشاورزى در ساحل دیگر چاه نیمه ها رفتیم. هزار هکتار زمین را مساحت و سى هکتار را درختکارى کرده اند.

به سوى فرودگاه حرکت کردیم. در مسیر، از شهر زهک و زابل عبور کردیم و در مسیر، روستاییان همه جا اجتماع داشتند و به احساسات جواب مى دادیم. با تأخیر زیاد به فرودگاه رسیدیم. نماز خواندیم و با هواپیما به سوى زاهدان پرواز کردیم.

از فرودگاه یکسره به دانشگاه سیستان و بلوچستان رفتیم. خیلى وسیع است. در چند شهر، بیش از ده هزار دانشجو دارد. ابتدا یک دبیرستان وابسته به دانشگاه را دیدیم که براى افراد بی بضاعت بود. ده ها مدرسه در استان، به صورت شبانه روزى با هزینه دولت اداره مى شود. غذا و مسکن دانش آموز را هم مى دهند. با دانش آموزان صحبت کردم؛ خیلى راضى بودند.

در سالن اجتماعات، به خاطر کثرت حضار، جا کم بود. دانشجویان در بیرون، از کمى جا، اظهار ناراحتى مى کردند. [آقای حبیبالله دهمرده]، رییس دانشگاه و مدیرکل آموزش و پرورش، گزارش هاى خوبى از توسعه آموزش به صورت اعجاب انگیز در استان دادند و تقاضاها را مطرح کردند. من صحبت مفصلى کردم و برنامه و موفقیت ها را توضیح دادم.

براى افتتاح آزمایشگاه هاى پزشکى، به دانشگاه آزاد اسلامى رفتیم؛ جالب است. کمک خواستند. رییس دانشگاه صحبت هاى خوبى داشت. در شوراى ادارى استاندارى، [آقای وجیهالله آقاتقی]، سرپرست استاندارى و [مسعود روغنی زنجانی]، رییس سازمان برنامه و بودجه گزارش دادند و من صحبت طولانى در توضیح سیاست ها و تشویق کردم . تا ساعت یک و نیم بامداد بیدار بودم. حمام گرفتم و خسته و کوفته خوابیدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا