خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ بهمن ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ خرداد ۱۳۷۸
خواندن
3 دقیقه
یکشنبه 1405/08/03 - 07:59کد خبر33449

آقاى [محمدرضا] فاکر، [نماینده مشهد] آمد. در مورد روزنامه زن تذکر داد؛ من هم به او تذکر دادم، در مورد طرح مسأله عکس کُشتى توسط خودش در سخنرانى قبل از نمازجمعه قم و نیز بدرفتارى خط راست، نسبت به فائزه و روزنامه زن که باعث گرایش بیشتر او به مخالفان راست

آقاى [محمدرضا] فاکر، [نماینده مشهد] آمد. در مورد روزنامه زن تذکر داد؛ من هم به او تذکر دادم، در مورد طرح مسأله عکس کُشتى توسط خودش در سخنرانى قبل از نمازجمعه قم و نیز بدرفتارى خط راست، نسبت به فائزه و روزنامه زن که باعث گرایش بیشتر او به مخالفان راست ها مى شود و گفت، این تذکرهاى بى اهمیت براى حفظ شخصیت شما است که به نظر او باید حفظ شود که در صورت به وجود آمدن مشکلى براى رهبرى، من مسئولیت رهبرى را باید بپذیرم و من با قاطعیت این فکر را رد کردم و گفتم، هیچ وقت چنین آمادگى نداشته ام و نخواهم داشت. از خرابى اوضاع و حقوق زیاد نمایندگان و وجود فساد اظهار نگرانى کرد و گفت، ماهى 150 هزار تومان از رهبرى، براى کمک به محرومان مى گیرد. از من هم کمک خواست که گفتم، منبعی ندارم.

پسر و دختر آقاى شیخ حسن صانعى آمدند. دخترش، نامزد [انتخابات] شوراها در تهران شده و براى درج اسمش در لیست نامزدهاى [جامعه] روحانیت مبارز یا [حزب] کارگزاران استمداد کرد و گفت، تمایل او به جبهه دوم خرداد است. گفتم، بعید است روحانیت بپذیرند، باید دنبال جناح چپ باشد. جمعى از کانون جامعه شناسان [= فارغ التحصیلان علوم اجتماعی دانشگاه تهران] آمدند. گزارشى از کارشان دادند و از من کمک فکرى خواستند. گفتم، مسایل خاص مورد نظرشان را بفرستند تا نظر بدهم.

عصر آقاى [احمد] جنتى، [دبیر شورای نگهبان] آمد. از اوضاع سیاسى و اقتصادی کشور اظهار نگرانى نمود و از من خواست که اقدامى بکنم. پیشنهاد داشت که با جمعى از بزرگان جلسه اى براى یافتن راه علاج داشته باشیم و گفت، خودشان جلسه اى دارند و کارهایى انجام مى دهند، ولى ناموفق و از اینکه نزاع بین مجلس و دولت، بر سر اختیارات ناظران انتخابات، دارد به نفع چپ ها حل مى شود، ناراحت است.

به این نتیجه رسیده که ادعاى کسانى را که مى گویند، ولایت فقیه را قبول دارند، باید بپذیریم و عملاً نظارت بى ثمر مى شود. به ایشان گفتم، من مثل گذشته، خود را محدود به یک جناح نمى کنم و بخشى از افکار هر دو جناح را قبول ندارم. و از اعلام مسئولیت قتل توسط کارکنان وزارت اطلاعات ناراحت است و گفت، اگر به قصاص برسد، خطرناک است. آقایان امینى و رى شهرى هم مخالف این اعلان بودند.

آقاى [محمود] محمدی، سفیر جدیدمان در تونس آمد و راجع به کار در آنجا صحبت شد. آقاى سید محمدباقرحکیم، [رییس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق] و برادرش سیدعبدالصاحب آمدند. گزارش سفر به کویت و اوضاع عراق را دادند. گفتند، مسأله سرنگونى صدام جدی است و عربستان و کویت، جدی تر از آمریکا هستند و دولت کویت 200 هزار چادر براى شرایط بحران عملیات تهیه کرده و مصوبه اخیر اجلاس وزراى عرب در مصر و خشم صدام و شروع حمله جنگى مجدد آمریکا و بلافاصله اظهارات صریح [حُسنی] مبارک، [رییس جمهور مصر] و ملک حسین، [پادشاه اردن] هم دلیل است.

سه سناریو محتمل است: 1 - عمل نظامى مثل کودتا 2- شروع تمرد از یک واحد نظامى عراق 3- یا فعال شدن معارضه. گفت، آمریکا خواسته هاى آزمایشى مجلس اعلا را پذیرفته و [بیل کلینتون]، رییس جمهور آمریکا، صریحاً حقانیت داخل مجلس اعلا را اعلان کرده و گفته است، هر نقطه را پیشنهاد کنند، بمباران مى کنند و براى حفاظت از مردم جنوب عراق، شبیه شمال، اظهارآمادگى کرده است.گفت، آمریکا خواسته است، با خود ایشان مذاکره کنندکه نپذیرفته و قرار شده با نماینده ایشان صحبت کند، ولى کارشکنى هاى وزارت امورخارجه و نیروى انتظامى در دادن پاسپورت به عراقى هاى ساکن ایران، اعزام نماینده را مشکل کرده است.

براى اصلاح دندان، به بیمارستان اختر رفتم. عصب تک دندان را که ناراحت بود، درآوردند. شب همشیره صدیقه آمد و گفت، حال [همسرش] آشیخ محمد [هاشمیان]، بهتر است و عازم رفسنجان اند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا