خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۷۱

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 08:54کد خبر31254

در خانه بودم. وقت با استراحت و مطالعه و دیدار گذشت. خانم دکتر منصوریان و شوهرش آمدند. عصر دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی، رییس سازمان هلال احمر] آمد. گزارش کمک هاى فراوان به سیل زدگان و تکمیل کارخانه بزرگ سرنگ سازى را داد. پسرش حمید، پیغامى از آقای

در خانه بودم. وقت با استراحت و مطالعه و دیدار گذشت. خانم دکتر منصوریان و شوهرش آمدند. عصر دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی، رییس سازمان هلال احمر] آمد. گزارش کمک هاى فراوان به سیل زدگان و تکمیل کارخانه بزرگ سرنگ سازى را داد. پسرش حمید، پیغامى از آقای [عبدالکریم] سروش مبنى بر نگرانی اش به خاطر تهدیدهاى اخیر آورده بود.

والده و همشیره فاطمه و بچه ها افطار اینجا بودند. حال والده خوب است. دفترم اطلاع داد آیت الله حاج میرزا هاشم آملى فوت کرده اند. اجازه گرفتند، اعلامیه تسلیت بدهند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا