خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۷۷

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
یکشنبه 1405/08/03 - 08:15کد خبر33470

بعد از نماز و صرف صبحانه، براى زیارت حرم [حضرت فاطمه معصومه (س)] و قبرهاى [ماه بی بی صفریان]، والده و [میرزاعلی هاشمی بهرمانی]، والد رفتیم. سپس به اجلاس [مجلس خبرگان رهبری] رفتیم. سخنرانى ها و طرح ها و مسایل، شبیه جلسه دیروز عصر بود. در تنفس، با جمعى

بعد از نماز و صرف صبحانه، براى زیارت حرم [حضرت فاطمه معصومه (س)] و قبرهاى [ماه بی بی صفریان]، والده و [میرزاعلی هاشمی بهرمانی]، والد رفتیم. سپس به اجلاس [مجلس خبرگان رهبری] رفتیم. سخنرانى ها و طرح ها و مسایل، شبیه جلسه دیروز عصر بود. در تنفس، با جمعى از اعضا مذاکره کردیم. نوعاً از من انتظار دارندکه وقت بیشترى صرف فعال کردن مجلس خبرگان بنمایم.

بعد از ناهار و استراحت، آقای سیدمحسن موسوى تبریزى، [نماینده مجلس خبرگان] آمد.گله هایى از رهبرى و نیروهاى راست، از جمله عدم رفع حصر از آیت الله منتظرى و کم توجهى به مراجع و گفته نشدن آیت الله العظمى به آیات و مراجع به خاطر رهبرى، فقر و نیاز طلاب و سوءدفاع از رهبرى توسط جناح راست را مطرح کرد.

سپس هیأت رییسه [مجلس خبرگان] جلسه داشت. آقاى [ابراهیم] امینى، از اینکه وقت ملاقات فردا با خبرگان را ساعت یازده صبح گذاشته اند، عصبانى بود. معتقد بود که با پیشنهاد آقاى [احمد] جنتى، این کار را کرده اند، زیرا معمولاً در مراسم گذشته، قبل از نماز ظهر سخنرانى بوده و اگر این طور باشد، ملاقات با رهبرى به ظهر مى کشد و باید نماز را آنجا بخوانیم و برنامه با آقاى خاتمى، [رییس جمهور]، فقط ناهار خواهد شد. به همراهان گفتم که با دفتر رهبرى تماس بگیرند و از قول من بخواهند که ملاقات را جلو بیندازند. رهبرى پذیرفتند و قرار ساعت ده و نیم صبح گذاشته شد.

جلسه عصر هم شبیه جلسه پیش از ظهر بود. بیانیه ختم اجلاس را به شور گذاشتیم و با پیشنهادهاى خوبى که اعضا دادند، تکمیل شد. نامه اى از آقاى [سیدمحمد] خاتمى، [رییس جمهور] رسید که خبرگان را به میهمانى فردا ظهر دعوت کرده اند. من هم آنها را براى شام دعوت کردم و تأکید نمودم، کسانى که کار دارند، بروند و معطل برنامه نمانند.

بعد از نماز مغرب و عشا، چند نفر از نیروهاى حزب الله آمدند و ضمن اظهار نگرانى از اوضاع جارى، از من خواستند که حزبى تأسیس کنم و مثل سال هاى اول انقلاب، به میدان بیایم و از روزنامه زن هم انتقاد داشتند. به آنها گفتم، تقصیر شما است که فائزه را بى جهت رنجانده اید و مخالفت ناحق کرده اید.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا