خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 12:23کد خبر31625

اساتید و دانشجویان دانشگاه استراتژیک آمدند. تیمسار [علی] شهبازى گزارش داد. تشویقشان کردم. آقاى کیاوش آمد. حرف مهمى نداشت. گفت رفته در مسجد قلهک، پشت سر آقاى [محمدرضا] توسلى نماز خوانده و او خیال کرده نیازمند است، صدتومان کمک به او داده که پس داده است.

اساتید و دانشجویان دانشگاه استراتژیک آمدند. تیمسار [علی] شهبازى گزارش داد. تشویقشان کردم. آقاى کیاوش آمد. حرف مهمى نداشت. گفت رفته در مسجد قلهک، پشت سر آقاى [محمدرضا] توسلى نماز خوانده و او خیال کرده نیازمند است، صدتومان کمک به او داده که پس داده است.

مقدارى با [آقای سیدحسین مرعشی]، رییس جدید دفتر[رییسجمهور]، دربارة امور دفتر صحبت کردیم. آقاى [ابوالفضل] توکلى بینا آمد. دربارة اصناف صحبت شد. آقاى دکتر [سیفالرضا] شهابی از بابل آمد. قبل از انقلاب با هم در زندان بودیم. براى تأسیس جراحى قلب در استان مازندران کمک خواست. گفت مردم هم کمک میکنند. تا عصر کارها را انجام دادم و به خانه آمدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا