خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ بهمن ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
2 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 12:19کد خبر31618

دیشب کمى برف باریده و امروز هم نم نم باران داشتیم. امسال در بسیارى مناطق کمبود نزولات جوى داریم. ساعت نُه و نیم صبح، جمعى از خانم هاى پزشک آمدند. از حمایت هاى من براى حضور خانم ها در فعالیت هاى اجتماعى قدردانى کردند و من هم با صحبت مفصلى تشویق شان کردم و

دیشب کمى برف باریده و امروز هم نم نم باران داشتیم. امسال در بسیارى مناطق کمبود نزولات جوى داریم. ساعت نُه و نیم صبح، جمعى از خانم هاى پزشک آمدند. از حمایت هاى من براى حضور خانم ها در فعالیت هاى اجتماعى قدردانى کردند و من هم با صحبت مفصلى تشویق شان کردم و قول حمایت بیشتر دادم. امروز در اکثر نقاط کشور، پزشک زن مخصوص بیمارى هاى زنان و زایمان و جراح زنان داریم.

همسر آقای [محمدجعفر] افتخار، رییس [سابق] بانک تجارت که پزشک است، آمد و براى آزادی شوهرش استمداد کرد. حکم مشاورت آقاى [سیدمنصور] رضوى را دادم. آقاى [سید محمود] دعایى آمد. خواست که آقاى مرعشى را در استاندارى کرمان نگه داریم. گفت جمعى از مسئولان استان، براى همین منظور مى خواهند به تهران بیایند. گفتم با خود آقاى مرعشى صحبت کنند؛ اگر مایل است، همان جا بماند. جمعى از نمایندگان کرمان آمدند. خواستند آقاى [عبدالحسین] ساوه را استاندار کنیم. خط مقابل هم خواسته که آقاى [مصطفی] مؤذن زاده را بگذاریم.

آقاى مرتضى قربانى، فرمانده لشکر امام حسین (ع) سپاه و دو نفر از سران لشکر آمدند. گزارش کارهاى عمرانى و پیمانکارى لشکر را دادند؛ خیلى زیاد است. طرح هاى کشاورزى و مرغدارى و دامدارى و ساختمانى دارند و کمک خواستند.

آقاى فلاحیان و مسئولان بازجویى سوءقصدکنندگان به من آمدند و گزارش نتایج کار را دادند؛ پیشرفت کمى کرده اند. تذکراتى دادم. فرستاده ویژه خانم بى نظیر بوتو آمد و نامه او را آورد. خواستار حمایت از پیشنهاد پاکستان در کمیسیون حقوق بشر در خصوص مسأله کشمیر شد؛ قول حمایت دادم. آقاى [علاءالدین] بروجردی هم پیغام حکومت هند را داشت که گفته اند، انتظار دارند به خاطر رأی هند در مورد حقوق بشر به نفع ایران، ما از پاکستان حمایت نکنیم.

عصر مسئولان اقتصادی آمدند. گزارش مذاکرات با آلمان در خصوص معوقه ها و مسأله گرانشدن ارزهاى جارى را دادند و تصمیم گیرى شد. افطار به خانه آمدم. اولین افطار ماه رمضان است که در خانه هستم. بعضى از بچه ها هم جمع بودند.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا