صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. جلسه علنى را ساعت هشت و ربع آغاز کردم و به دفترم آمدم. آقاى یزدى جلسه را اداره کرد. طرح نظام وظیفه و چند سئوال در دستور بود. کارهاى عقب مانده را انجام دادم. ظهر، مهندسان شرکتى آمدند که اختراعاتى دارند و مدعى
صبح زود به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. جلسه علنى را ساعت هشت و ربع آغاز کردم و به دفترم آمدم. آقاى یزدى جلسه را اداره کرد. طرح نظام وظیفه و چند سئوال در دستور بود. کارهاى عقب مانده را انجام دادم. ظهر، مهندسان شرکتى آمدند که اختراعاتى دارند و مدعى بودند، وزارت صنایع همکارى نمى کند. ازجمله اختراعات آنها یک اجاق خورشیدى بود که نمونه اش را آورده بودند؛ چون هوا ابرى بود، نتوانستیم آزمایش کنیم.
قرار شد بعد از آزمایش، به مجریان تأکید حمایت شود.
آقاى [قدرت الله] نجفى نماینده قمشه آمد. از اینکه آشیخ حسن صانعى به آنجا رفته اند و خیال کاندیدا شدن [براى نمایندگى مجلس] دارند، مضطرب بود. نمایندگان کردستان آمدند. از آثار مثبت دفتر کردستان گفتند؛ گرچه بعضی ها هم سوء ظن دارند و خیال مى کنند که دفتر براى کنترل آنها به وجود آمده است. توصیه هایى درباره آنجا داشتند و بعضى پیشنهاد آزادى دختران بازداشتى و بعضى برعکس، پیشنهاد تبعید افراد مزاحم و مخالف را داشتند.
عصر استانداران و فرمانداران و بخشداران کردستان و آذربایجان غربى آمدند و گزارشى از موفقیت ها دادند. من هم براى آنها صحبت کردم. سپس آقاى [غلامرضا] آقازاده [رییس ستاد بسیج اقتصادى] آمد و راجع به فعال کردن لوایح زمین و تجارت خارجى و قانون کار و این گونه لوایح - که ممکن است در مجلس آینده رأى نیاورد - مشورت کرد. آقاى خسرو تهرانى آمد و راجع به [تأسیس وزارت] اطلاعات مطالبى داشت و در مورد سایت هاى مهم باقیمانده از آمریکایی ها در بهشهر و کبکان - که براى خبرگیرى از شوروى درست شده - اطلاعاتى داد و پیشنهاد بازدید از آنجا و تعیین سیاست کار را داشت.
ظهر، آقاى رنجبر و گروهى از کارکنان کارخانه چوکا آمدند و پانصد هزار تومان [کمک] براى جبهه آوردند. از رییس کارخانه شکایت داشتند. دو عقد ازدواج براى کارکنان مجلس بستم. نمایندگان زابل آمدند و براى رفع مشکلات کمک خواستند؛ منجمله از گرفتن [مسئولیت] کمیته از برادر آقاى طباطبایى شکایت داشتند. شاخه روحانیت حزب جمهورى اسلامى آمدند؛ عده زیادى بودند. آنها مطالبى گفتند و من هم براى آنها صحبت کردم. مهندس رهبرى آمد و گزارشى از شرکت هاى تأسیس شده کوچک پیمانکارى داد که نیروى کار خوبى دارند. تعداد 1808 شرکت تأسیس شده و نیاز به کمک بانک ها دارند و تأیید مى خواست.
شب به خانه آمدم. کسالت داشتم. آقاى غرضى [وزیر نفت] از ژنو تلفن کرد و درباره تصمیمات اوپک مشورت نمود. خبر رسید که هنگام ورود و خروج کاروان هاى کشتى به بندر امام، با عراق درگیرى داشتیم. یک هواپیماى عراقى ساقط شده و دو کشتى به هم خورده، اما غرق نشده اند.






کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبتنام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
پیامهای توهینآمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.
ثبت نام