خاطرات اکبر هاشمی - ۲ دی ۱۳۶۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/05/17 - 10:08کد خبر26707

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه براى خطبه هاى نمازجمعه مطالعه مى کردم. نمازجمعه را در دانشگاه تهران اقامه نمودم. هوا خیلى سرد بود، براى همین خطبه ها را فشرده و مختصر ایراد کردم. مجموع دو خطبه به اضافه خطبه عربى، یک ساعت شد که در وضع عادى یک ساعت و نیم تا یک

تا ساعت ده و نیم صبح در خانه براى خطبه هاى نمازجمعه مطالعه مى کردم. نمازجمعه را در دانشگاه تهران اقامه نمودم. هوا خیلى سرد بود، براى همین خطبه ها را فشرده و مختصر ایراد کردم. مجموع دو خطبه به اضافه خطبه عربى، یک ساعت شد که در وضع عادى یک ساعت و نیم تا یک ساعت و چهل و پنج دقیقه مى شد. عصر گزارش هاى واصله را خواندم.

سارا - بچه فاطى- مریض است و کمى اوقات تلخى در خانه درست مى شود. شب، حمید و فائزه هم آمدند. آقاى دکتر ولایتى تلفن کرد و احوال «سارا» را پرسید. اطلاع داد که فرانسه، خانه فرهنگ جمهورى اسلامى در پاریس را بسته است. قرار بود راجع به مخالفت با تشکیل کنفرانس سران کشورهاى اسلامى در مراکش صحبت کنم که با درخواست دکتر ولایتى [وزیر امور خارجه] به خاطر برنامه اى که دارند، منصرف شدم.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا