خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مرداد ۱۳۷۲

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
پنجشنبه 1405/07/30 - 10:08کد خبر31419

در خانه بودیم. کارهاى دفتر را به خانه آوردند. وقت را به مطالعه و استراحت گذراندم. ناهار محسن و یاسر هم بودند. بچه هاى محسن، عماد و علی هم بودند. عصر همه به کرج رفتند و من در منزل تنها بودم. قرار بود فاطى امشب برسد، نیامد. آخر شب با بلژیک، منزل قدسى،

در خانه بودیم. کارهاى دفتر را به خانه آوردند. وقت را به مطالعه و استراحت گذراندم. ناهار محسن و یاسر هم بودند. بچه هاى محسن، عماد و علی هم بودند. عصر همه به کرج رفتند و من در منزل تنها بودم. قرار بود فاطى امشب برسد، نیامد. آخر شب با بلژیک، منزل قدسى، [خواهر عفت] تماس گرفتیم. معلوم شد که چهارشنبه خواهد آمد.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا