خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مرداد ۱۳۷۶

خاطرات اکبر هاشمی
خواندن
1 دقیقه
شنبه 1405/08/02 - 09:33کد خبر32903

در منزل بودم. وقت با خواندن بولتن ها و کار براى کلید قرآن گذشت. ظهر فائزه و بچه هایش و عصر فاطى و بچه ها آمدند. على آقا هاشمى پور از رفسنجان آمد و گفت در اثر آفت سرمازدگى، وضع مردم رفسنجان خوب نیست و خسارت خیلى بالاست و شهرستان کم رونق است. عصر

در منزل بودم. وقت با خواندن بولتن ها و کار براى کلید قرآن گذشت. ظهر فائزه و بچه هایش و عصر فاطى و بچه ها آمدند. على آقا هاشمى پور از رفسنجان آمد و گفت در اثر آفت سرمازدگى، وضع مردم رفسنجان خوب نیست و خسارت خیلى بالاست و شهرستان کم رونق است.

عصر آقاى [سیدمحمد] خاتمى، [رییس جمهور]، تلفنى گفت با آقاى [قربانعلی] درى نجف آبادی در مورد مسئولیت وزارت اطلاعات صحبت کرده و ایشان گفته بعد از مشورت با من جواب مى دهد. از من خواست که آقاى درى را تشویق به پذیرفتن کنم؛ براى حل مشکل وزارت اطلاعات.

شب عفت به میهمانى بستگان رفت و من تنها شام خوردم. محسن آمد. راجع به برنامه سفرها صحبت شد. فائزه براى کم کردن فشار روى شهردارى تهران استمداد کرد. این روزها در مسیرهاى عبور در خیابان هاى تهران، مواجه با اظهارات محبت فوق العاده مردم پیاده یا سواره در مسیرهاى عبور هستم که براى همراهان جالب است.

کمتر از یک دقیقه زمان بگذارید، ثبت‌نام کنید و نظرتان را زیر همین پست به اشتراک بگذارید.

پیام‌های توهین‌آمیز و یا حاوی دعوت به خشونت حذف خواهند شد.

ثبت نام

در ادامه بخوانید

داستان‌های بیشتری که شاید بخواهید بخوانید

باید خواند

پربازدیدهای عبدی مدیا